پایان نامه ارشد

خرید اینترنتی فایل تحقیق : آثار اذن درنکاح باکره

نظام خانواده امروزه به عنوان پایه و اساس بلاشک جوامع شناخته شده و توجه بسیاری به آن به ویژه در جوامع شرقی می شود از این رو هم دین مبین اسلام تاکید بسیاری برحفظ ارکان و ارزش های خانواده داشته است. ولذا هر چه ارکان خانواده استوارتر و منسجم تر باشد به همان نسبت جامعه ای مستحکم و استوار خواهیم داشت و هرچه خانواده در حفظ ارکان وارزش های خانواده ضعیف باشد می توان تأثیر سوء آن را در جامعه با توجه به آمار طلاق ، بی بندوباری مثل آمار تولد فرزند های طبیعی ( زنا زاده ) ملاحظه کرد.

که در جوامع غربی بسیار شاهد آن هستیم و متاسفانه امواج منفی و ترکش های این بی بند و باری واز هم گسیختگی جامعه ما را نیز از گزند خود مصون نداشته است . وشاهد تاثیر سوء این سیل با توجه به آمار رو به رشد طلاق و تولد فرزند های طبیعی و همچنین از هم گسیختگی خانواده های ایرانی به خصوص در شهرها و زندگی مکانیزه وصنعتی کلان شهر ها هستیم و این آثار سوء سوغات تهاجم فرهنگی است و نشانگر حرکت رو به جلوی فرهنگ غرب برای استیلا بر فرهنگ غنی ایران زمین و اسلامی ما است .
اما با تمام این اوصاف فرهنگ ، جامعه وقانون کشور ما با توجه به رهنمون های دین مبین اسلام در حفاظت از اصول و ارکان خانواده بسیار پایبندتر از جوامع غربی به حفظ ارکان و ارزش های خانواده است که می توان تجلی این امور را در قانون مدنی کشور ما در باب نکاح و در مفهوم ماده ۱۰۴۲ ق . م یافت که از یکطرف احترام به ولی و پدر در امر نکاح را مقرر داشته و از طرف دیگر به دلیل تجربه بالای پدر یا جد پدری و به منظور عدم فریب دختر باکره عقد نکاح وی را منوط به اذن ولی او ( پدر یا جد پدری ) می نماید.
ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی قبل از اصلاحیه سال ۱۳۶۱ مقرر می داشت

«نکاح دختری که هنوز شوهر نکرده اگر چه بیش از ۱۸ سال تمام داشته باشد متوقف به اجازه پدر یا جد پدری وی است ».

این عبارت این توهم را ایجاد می کرد که اگر دختری ازدواج کرده باشد قبل از اینکه دخول انجام شود به نحوی از انحاء عقد نکاح وی فسخ و یا باطل شود وی در ازدواج بعدیش دیگر نیاز به اذن پدر ندارد در صورتی که حتی در این حالت هم اذن پدر برای ازدواج دوم دخترش لازم است که به همین خاطر ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی در سال ۱۳۶۱ این طور اصلاح شد که :

 

عبارت دختری که هنوز شوهر نکرده عبارت به دختر باکره تبدیل شد.

چون سن ۱۸ سالگی سال دیگر موضوعیتی برای ازدواج نداشت ملاک ازدواج سن بلوغ تعیین شد و عبارت « اگر چه بیش از ۱۸ سال تمام داشته باشد به عبارت اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد تغییر یافت که در ادامه به بررسی و تحلیل این ماده ( بعد از اصلاحیه سال ۱۳۶۱ ) می پردازیم .

ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی :

ماده ۱۰۴۲قانون مدنی اینطور مقرر می دارد که « نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردمی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید/

در ابتدای تحلیل این ماده به بررسی باکره ، آلت بکارت و انواع آن در علم پزشکی می پردازیم .

به گفته دکتر پرسیا کاکائی  Hymen یا همان آلت بکارت غشایی است که تمام یا قسمتی از دهانه واژن را می پوشاند. در طول نخستین مراحل رشد جنین به طور کلی هیچ بخش ورودی به واژن وجود ندارد و لایه باریک بافتی که در این مراحل واژن را می پوشاند قبل از تولد به طور ناقص تقسیم می شود و این لایه بعد ها آلت ( پرده ) بکارت را به وجود می آورد . درصورتی که در مرحله قبل از تولد تقسیم لایه به طور کامل صورت گیرد موجب می شود بعضی زنان به طور مادر زاد آلت بکارت نداشته باشند که بسیاری هم تصور می کنند آلت بکارت داخل واژن است در صورتی که این طور نیست و آلت بکارت بخش خارجی اندام جنسی است و دقیقاً در ورودی دهانه واژن قرار دارد.

باتوجه به مطالب آورده شده انواع بکارت به شرح زیر می باشد:

۱ـ حلقوی : در این نوع ، آلت به صورت حلقه ای دور ورودی واژن را می پوشاند.

۲ـ ارتجاعی : پرده ای که به اندازه کافی انعطاف پذیر و قابل ارتجاع است و به هنگام ورود آلت تناسلی مرد پاره نمی شود و یا قسمت جزئی از آن پاره می شود و خونریزی ندارد.

۳ـ دو سوراخی یا تیغه ای : آلتی که یک تیغه ممتد در طول ورودی واژن دارد.

۴ـ غربالی ( سوراخ سوراخ ) : این آلت به طور کامل در عرض مهبل کشیده شده اما سطح آن سوراخ سوراخ است.

بعضی ها مادر زاد آلت بکارت ندارند بعضی دیگر هم آلت بکارتشان بدون سوراخ است و همینطور برخی نیز آلت بکارت بسیار ضخیمی دارند که ممکن است برای پاره کردن آن کمک پزشک مورد نیاز باشد . اما غالباً با اولین دخول آلت بکارت از چند جا پاره شده و تکه تکه می شود ( که از همین جا در حقوق زن را ثیبه می نامند) اما تکه های آن مادام که زن زایمانی انجام نداده در واژن باقی می ماند.

مبحث دوم :باکره وثیبه درنکاح

آلت بکارت نشانه ضعیفی برای بکارت واقعی است زیرا بیشتر زنان این آلت را قبل از داشتن ارتباط جنسی بر اثر خود ارضائی برخی بیماری ها و یا فعالیت های غیر جنسی از دست می دهند.

مثل برخی از حرکات ورزشی (پرش از ارتفاع ) اما سئوال اینجاست که حتی با وجود آلت بکارت چه کسی می تواند تعیین کند آیا دختر قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته است یا نه ؟

یعنی فی الواقع امکان دارد دختری دارای آلت بکار باشد اما قبل از دخول (رابطه زناشوئی بعد از عقد نکاح) هم رابطه ی جنسی نامشروع داشته باشد.

غالباً خونریزی در شب عروسی می تواند دلیل بر باکره بودن فرد باشد در صورتی که این نظریه توسط اطلاعات پزشکی رد شده . زیرا همانطور که گفته شد یا به دلیل آرامش زن یا عدم وجود آلت بکارت به طور مادر زاد و یا دلایل دیگر (مثل : معدوم بودن آلت بکارت به دلیل حرکات ورزشی ، بیماری و . . . ) این خونریزی می تواند وجود نداشته باشد علاوه بر این راه های ارتباط جنسی فقط رابطه جنسی از جلو نیست . و دختری می تواند با حفظ آلت بکارت از راهنمای مختلف ارتباط جنسی داشته باشد و یا حتی با وجود پاره شدن آلت بکارت برای تظاهر به باکره با عمل جراحی آن را دوباره به حالت اول
برگرداند به همین دلیل وجود یا عدم وجود آلت بکارت همیشه نمی تواند مدرک معتبری برای تشخیص باکره بودن فرد باشد.

بنابراین از نظریات پزشکی فوق می توان این طور نتیجه گرفت که :

برخی از بانوان مادر زاد ودر بدو تولد آلت بکارت نداشته اند ثیبه بوده اندبرخی دیگر از ایشان هم به هر نحوی غیر از رابطه جنسی یعنی از طریق :

خو ارضائی

انجام برخی از اعمال ورزشی استفاده از برخی داروها و . . . آلت بکارت خود را از دست داده اند.
برخی هم نیز با وجود داشتن ارتباط جنسی از جلو ( دخول یا زنا) آلت بکارت آنها زایل نشده است زیرا ممکن است بسیار ضخیم یا ارتجاعی (انعطاف پذیر ) باشد و از همه مهمتر برخی از بانوان که به وسیله ارتباط جنسی از جلو  دخول یا زنا آلت بکارت خویش را از دست داده اند و ثیبه اند می توانند با عمل جراحی آن را دوباره احیاء کنند و با تدلیس خود را باکره کنند ( در واقع باکره جلوه دهند ) و همچنین نیز عده ای هم با حفظ آلت بکارت خود اقدام به رابطه جنسی می کنند مثل : رابطه جنسی از دُبُر (ظهر ) و راه های غیر متعارف دیگر که امروزه شاهده آن هستیم.

با استدلال های فوق الذکر باید این موضوع را کاملاً منتفی دانست که معیار باکره بودن شخص و همچنین طبق فرهنگ سنتی ما عصمت دوشیزه راپیش از ازدواج به وجود آلت بکارت وی دانست از این رو که آلت بکارت فقط و فقط نام بکارت را برخود بر گزیده و اگر نه در بسیاری از موارد وجود آن نشانه سر به مهر بودن و همچنین بکر بودن و عدم آن هم مدرک ثیبه یابی عصمت شدن زن نیست و این معیار (آلت بکارت) برای تشخیص باکره بودن را باید در فرهنگ و سنتگذشتمان جستجو کرد چرا که امروزه کاربرد خود را تا حد بسیار زیادی از دست داده است.

اما باید دید نظر فقها در این مورد چیست ؟ یعنی فقها چه کسی را ثیبه می دانند؟

ثیبه در فقه :

ـ پیش از ورود به این مبحث و کنکاش در نظرات ، فتوای و اجماع علماء دین مبین اسلام لازم به ذکر است که مخاطبین محترم بنده را در مورد اظهار نظر و استدلال های شخصی در مورد فتوای فقها و مراجع عظام عفو بفرمایند. ان شاءالله که این تکاپو و جستجو حرکت رو به جلویی باشد امام خمینی ( ره ) در توضیح المسائل خویش و در مسئله (۲۳۷۷) باکره را این طور معنی کرده اند که : « . . . اگر دختر باکره نباشد در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پدر و جد پدری لازم نیست ولی اگر به واسطه وطی به شبهه یا از زنا از بین رفته باشد احتیاط مستحب آن است که اجازه بگیرد» با اجتهاد و تامل در مسئله فوق این طور در می یابیم که حضرت امام خمینی (ره) فقط شخصی را ثیبه می دانند که آلت بکارت وی به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد یعنی حضرت امام وجود یا عدم وجود آلت بکارت را مبنای باکره وثیبه قرار نداده است .کما اینکه طریق زائلشدن این آلت را مبنا قرار داده است .

همچنین ایشان وطی به شبهه و زنا را هم حسب احتیاط مشمول اذن پدر در امور ازدواج دانسته اند.
در نظر حضرت امام جای این سئوال وجود دارد که آیا حضرت امام صرف ازدواج را بنای ثیبه قرار داده است یعنی فردی همین که ازدواج کرد و دخول هم انجام داد خواه آلت بکارت ازبین رفته باشد بر اثر دخول یا اینکه حتی با دخول سالم مانده باشد ثیبه است یا اینکه نه حتماً باید :

۱-ازدواج کرده باشد.

۲-به مناسبت ازدواجش ( با زوجش ) دخول صورت گیرد .

۳- با آن دخول هم آلت بکارت زائل شده باشد.

که نظر و استدلال بنده از جمله « . . . بکارتش از بین رفته باشد . . . » این است که باید حتماً باید آلت بکارت در دخول معدوم شده باشد تا بتوان طبق فتوای حضرت امام شخص را ثیبه نامد و در غیر این صورت یعنی :

ازدواج
دخول
با وجود در انجام دخول سالم ماندن آلت بکارت نمی توان شخص را ثیبه نامید زیرا با عبارت « . . . بکارتش از بین رفته باشد . . . » سازگار نیست و شخص فوق ذکر با وجود ازدواج و دخول در ازدواج بعدیش هم باید از پدر یا جد پدریش اجازه بگیرد.

آیت ا. . . مکارم شیرازی هم در مساله (۲۰۳۷) رساله خود این موضوع این طور مورد خطاب قرار داده اند که « . . . دختر قبلاً ازدواج کرده باشد نیز اجازه پدر وجد در ازدواج جدید لازم نیست . . .»

آیت ا. . . مکارم شیرازی فقط با همین وصف که دختر قبلاً شوهر کرده باشد اجازه ی پدر و جد وی را برای ازدواج بعدی وی منتفی می دانند. توضیح اینکه از آوردن جمله « . . . قبلاً شوهر کرده باشد . . . » بدون قید آیت ا. . . مکارم شیرازی این طور استنباط می شود که ایشان نه تنها وجود وعدم وجود آلت بکارت را نشانه باکره وثیبه بودن نمی دانند بلکه حتی دخول بعد از ازدواج را هم برای ثیبه خطاب کردن شخص لازم نمی دانند و طبق نظر ایشان همین که شخص(دختر باکره) شوهر کرد ثیبه است .

یعنی با توجه به فتوای آیت ا . . . مکارم شیرازی : اگر دختر خانمی باکره به عقد نکاح فردی در آمد و زوج وی قبل از دخول با دختر فوت کرد و یا عقد نکاح آنها قبل از دخول به هر نحوی از انحاء منحل شد با وصف اینکه نه دخولی صورت گرفته و نه آلت بکارت از بین رفته شخص ثیبه است و در ازدواج بعدیش نیاز به اذن پدر یا جد پدری خویش ندارد. همچنین اگر چه در باب ولایت ( قهری ) هر جا نام جد شنیده شود اولین تبادر ذهنی جد پدری است . و این یک قاعده حقوقی و بدیهی است اما حضرت آیت ا . . . مکارم شیرازی جای واژه ( پدری ) را در عبارت اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست » را خالی گذاشته اند.

به نظر می رسد مرجع عالی قدر آیت ا. . . صانعی نیز در توضیح و تغییر باکره پیرو نظر امام خمینی ( ره ) زیرا ایشان هم در مسئله ( ۲۳۷۹) رساله خود این چنین مقرر می دارند که : « . . . و نیز اگر دختر باکره نباشد در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پدر و جد پدری لازم نیست »و همینطور است راجع به وطی به شبهه یا زنا که می فرمایند « . . . ولی اگر به واسطه وطی به شبهه یا زنا از بین رفته باشد احتیاط مستحب آن است که اجازه بگیرد».

همانطور که بحث شد به مناسبت شباهت و پیروی نظر آیت ا. . . صانعی از نظر امام خمینی ( ره ) توضیح و تغییر مربوطه را در ذیل فتوای امام کافی دانسته .

آیت ا. . . صافی هم در مسئله ( ۲۳۸۶ ) در رساله خود اینچنین می فرمایند که
«. . . اگر دختر باکره نباشد اجازه پدر و جد پدری لازم نیست » به نظر می رسد که آیت ا. . . صافی اصلاً به کیفیت « باکره نباشد » نپرداخته است و صرف باکره نبودن را یعنی معدوم بودن آلت بکارت به هر نحوی از انحاء باکره دانسته است یعنی دخول ، زنا ، حرکات ورزشی و حتی خود ارضائی ( به طوری که آلت بکارت معدوم شود ) وبقیه اعمالی که موجب زوال آلت بکارت می شود از نظر آیت ا. . . صافی موجبات ثیبه شدن را فراهم می کند. بنابراین طبق این فتوای شاذ اگر دختری ورزش کار باشد و در ورزش بر اثر حادثه ای ( مثل : ضربه یا پرشی از ارتفاع ) آلت بکارت وی معدوم شود در عقد نکاح دیگر نیاز
به اذن پدر و یا جد پدری ندارد.

آیت ا. . . اردبیلی هم مانند اکثر مراجع تقلید دیگر در مسئله ۲۸۳۷ رساله خود اینچنین فتوا می دهد که « . . . اگر دختر باکره نباشد در صورتی که بکارت او به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پد و جد پدری لازم نیست ولی اگر به واسطه نزدیکی به شبهه و یا زنا از بین رفته باشد حکمش مانند حکم دختر باکره است » قسمت اول این فتوای مانند اکثر فتوای فقها و مراجع امامیه آوردن جمله باکره نباشد مقید به قید شوهر کردن است اما قسمت دوم مسئله چنین است کهولی اگر ( بکارت وی ) به واسطه نزدیکی به شبه یا زنا از بین رفته باشد حکمش مانند حکم دختر باکره است » که این نظر ( قسمت دوم فتوای ) می تواند از نظرات منحصر به فرد باشد زیرا اکثر فقهای امامیه وطی به شبهه و یا زنا که موجب معدوم شدن آلات بکارت شود گفته اند در ازدواج مستحب است که دختر از پدر و یا جد پدری خویش اجازه بگیرد اما آیت ا. . . اردبیلی چنین دختری را در حکم دختر باکره دانسته است یعنی اجازه پدر را در ازدواج خویش واجبدانسته است.

علی ایحال می توان با جمع بندی و اجتماع نظر و فتوای دست فقهای شیعه این طور نتیجه گرفت که فقهای شیعه ثیبه بودن را معدوم بودن آلت بکارت به هر نحوی از انحاء نمی دانند و آن را مشروط به شرایطی می دانند که نشان دهنده استحکام و استواری فتوای و اجماع و نظریات اهل شریعت است و همینطور با توجه به استدلال مقنن به پیروی از فقه برای وضع م ۱۰۴۲ ق. م مدنی حال باید دانست که منظور مقنن از باکره ثیبه کیست ؟

یعنی تفسیر مقنن همانند فقها و مراجع شیعه ازثیبه عدم آلت بکارت با قید ازدواج (معدوم شدن آن به واسطه ازدواج ) نه به معنی اخص آن یعنی صرفاً معدوم بودن آلت بکارت به هر نحوی از انحاء اما در عمل و به موجب ( رأی وحدت رویه :

«رأی ردیف ۲۶ مورخ ۲۹/۳/۶۳ دیوان عالی کشور خلاف این امور راثابت کرده است که مفهوم آن این چنین است که دخول و ازاله بکارت چه مشروع باشد و چه نامشروع موجب سقوط ولایت پدر است و مشروعیت دخول شرط نیست که این مسامحه و قصور قانون گذار را می رساند و همچنین نیز دیوان عالی با صدور این رأی نقض فرض ۵ مقنن را کرده است .

لیست پایان نامه ها (فایل کامل موجود است) در مورد ازدواج و طلاق :

سایت سبز فایل بزرگترین و جامع ترین سایت مرجع فروش و دانلود پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد می باشد. هزاران فایل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروپوزال ، پروژه دانشجویی و گزارش سمینار با فرمت word (پسوند doc یا docx) و قابل ویرایش با امکان دانلود رایگان دمو (فهرست و فصل اول همه پایان نامه ها در سایت به صورت رایگان در دسترس است تا کاملا با محتویات آن آشنا شوید) سایت سبز فایل امکان خرید پایان نامه را برای دانشجویان و محققان محترم برای استفاده در تحقیقات فراهم نموده است. برای پیدا کردن پایان نامه مورد نظرتان عبارت مورد نظر خودتان را در کادر زیر جستجو کنید:
در ضمن برای راحتی دسترسی ، عناوین همه فایل های مربوط به هر رشته را در یک صفحه گردآوری کره ایم. برای دسترسی به رشته مورد نظرتان از منوی بالای سایت وارد شوید.