متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری 

علوم و تحقیقات واحد یزد

پایان نامه کارشناسی ارشد

گروه حسابداری

موضوع:

کشف مدیریت سود با بهره گرفتن از شبکه عصبی مصنوعی

اساتید مشاور:

دکتر علیرضا ناصر صدر آبادی

تابستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

با توجه به این موضوع که سود یکی از مهمترین عوامل در تصمیم گیری استفاده کنندگان از صورت های مالی می باشد، آگاهی آنها از قابل اتکا بودن سود می تواند در اتخاذ تصمیمات بهینه اقتصادی مفید باشد. با لحاظ تئوری تضاد منافع میان مدیران و مالکان، می توان چنین ادعا نمود که مدیران واحد های تجاری می توانند از انگیزه لازم برای دستکاری سود به منظور حداکثر کردن منافع خود برخوردار باشند. از اینرو در این تحقیق سعی شده است از طریق مقایسه توانایی تکنیک های شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان به عنوان تکنیک های داده کاوی و رگرسیون خطی در کشف مدیریت سود به بررسی عوامل موثر بر پیش بینی مدیریت سود پرداخته شود. جامعه­آماری مورد مطالعه در این تحقیق شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد که از ابتدای سال 1381 لغایت پایان سال 1391 فعالیت مستمر داشته باشند. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های  تحقیق، بیانگر این موضوع است که دقت پیش بینی روش شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم بردار پشتبان در توجیه و پیش بینی مدیریت سود نسبت به روش رگرسیون خطی بیشتر است. در نهایت باید به این نکته اشاره نمود که استفاده از روش مبتنی بر تکنیک های داده کاوی به علت تشخیص بهتر رفتارهای انسانی (مدیریت سود)  نسبت به رگرسیون خطی از دقت بالاتری برخوردار است.

کلید واژه ها: مدیریت سود، داده کاوی، شبکه های عصبی مصنوعی

1-1)  مقدمه

مطالعات نشان می دهند که مدیران از طریق انتخاب سیاستهای خاص حسابداری، تغییر در برآوردهای حسابداری و مدیریت اقلام تعهدی، سودهای گزارش شده را تعدیل می کنند. یکی از اهداف اساسی وضع استانداردهای حسابداری این است که استفاده کنندگان بتوانند با اتکای بر صورتهای مالی تصمیمات نسبتاً مربوط و صحیحی اتخاذ کنند، پس نیاز حرفه حسابداری به آن شیوه از گزارشگری می باشد که منافع تمام استفاده کنندگان به صورتی مطلوب رعایت شود. از سوی دیگر، همان طور که از تعریف مدیریت سود برمی آید، مدیران برای رسیدن به اهداف خاصی که منطقاً  منافع عده ای خاص را تأمین می کند، سود را طوری گزارش می کنند که با هدف تأمین منافع عمومی استفاده کنندگان مغایرت دارد. حسابرسان وظیفه اعتباردهی به صورت های مالی تهیه شده براساس استانداردهای حسابداری را برعهده دارند، در حالی که استانداردهای حسابداری نیز در بعضی از موارد دست مدیران را برای انتخاب روش حسابداری باز می گذارد. در واقع مشکل از جایی ناشی می شود که مدیریت سود در بعضی مواقع باعث گمراه شدن صورتهای مالی می شود، در حالی که صورتهای مالی از نظر قرار گرفتن در چارچوب استانداردهای حسابداری مشکلی نداشته و حسابرسان از این نظر نمی توانند بر صورتهای مالی اشکالی بگیرند. پس با توجه به این موضوع که سود یکی از مهمترین عوامل در تصمیم گیری می باشد، آگاهی استفاده کنندگان از قابل اتکا بودن سود می تواند آنها را در اتخاذ تصمیمات بهتر یاری دهد.

در چند دهه اخیر، تعدادی از شرکت‌ها رو به اعمال مدیریت سود[1] آورده‌اند که بعضی از این اعمال با اصول پذیرفته شده حسابداری[2] تناقض ندارند. از سوی دیگر می دانیم هدف اصول پذیرفته شده حسابداری، شناسایی روش‌های قابل قبول حسابداری و گزارش‌ دادن آنها به تهیه کنندگان اطلاعات در شرکت‌هاست که انتظار می‌رود، موقع آماده سازی اطلاعات حسابداری برای افراد برون سازمانی، از آنها استفاده شود. انتظار می رود مدیریت شرکت در مواقع آزادی عمل با بصیرت و صداقت حرفه‌ای، اصول و استانداردهایی را انتخاب کند که شرایط مالی شرکت را دقیق منعکس ‌کند. مدیران معمولاً تصمیمات حسابداری می‌گیرند که بر سود تأثیرگذار هستند و با اصول پذیرفته شده حسابداری تناقض ندارند[3]. لذا جهت کمک هر چه بهتر به مدیران، سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان از صورت های مالی،  در این تحقیق سعی شده است از طریق مقایسه توانایی تکنیک های شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان به عنوان تکنیک های داده کاوی و رگرسیون خطی در کشف مدیریت سود به بررسی عوامل موثر بر پیش بینی مدیریت سود پرداخته شود.

1-2)  بیان مسأله

یکی از بزرگترین تحولات اقتصادی و شاید مهمترین عامل پیشرفت صنعتی را می توان ظهور شرکت های سهامی عنوان نمود. از نتایج عمده این پدیده جدایی مالکیت از مدیریت، وجود تفاوت طبیعی در تابع مطلوبیت آنها و در نتیجه به وجود آمدن تضاد منافع و به دنبال آن شکل گیری رابطه مالک-نماینده و تئوری نمایندگی به شمار می ایند. از ابتدای شکل گیری این نوع رابطه، تداخل حقوق به صورت اعم و خطر سلب حقوق سهامدارن اقلیت توسط سهامداران بزرگ دارای نفوذ کنترلی به طور اخص از جمله مشکلات مهم مالک-نماینده در بیشتر کشورهای جهان بوده است. با لحاظ تئوری تضاد منافع میان مدیران و مالکان، می توان چنین ادعا نمود که مدیران واحد های تجاری می توانند از انگیزه لازم برای دستکاری سود به منظور حداکثر کردن منافع خود برخوردار باشند. از اینرو، آنها می توانند برای بهتر جلوه دادن عملکرد شرکت در اقلام تعهدی سود دست برده و اقدام به مدیریت سود نمایند. مدیریت سود به عنوان فرآیند برداشتن گام های آگاهانه در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری جهت رساندن سود گزارش شده به سطح مورد نظر تعریف شده است (چالاکی و یوسفی، 1391). مدیریت سود زمانی رخ می دهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده می کند و این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تاثیر در نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند انجام می دهد (هیلی و والن[4]، 1999).

شبکه های عصبی مصنوعی و درخت تصمیم از نسل جدید تکنیک های داده کاوی به شمار می آید که در دو دهه اخیر توسعه زیادی یافته است. از این تکنیک ها هم می توان برای کشف و استخراج دانش از یک پایگاه داده و هم برای ایجاد مدل های پیش بینی استفاده نمود (چیه و ین[5]، 2009). در تحقیق حاضر کشف مدیریت سود با بهره گرفتن از تکنیک های داده کاوی در مقایسه با مدل رگرسیون خطی مورد بررسی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، تحقیق حاضر در جستجوی پاسخ به این سوال است که آیا عوامل موثر بر مدیریت سود را می توان در پیش بینی مدیریت سود به کار برد؟ آنچه که این تحقیق را از سایر تحقیقات انجام شده در داخل کشور متمایز می سازد این است که به جای بررسی عوامل تاثیر گذار بر مدیریت سود به پیش بینی مدیریت سود می پردازد. ضمن اینکه در این تحقیق برای پیش بینی مدیریت سود از تکنیک های داده کاوی در مقایسه با مدل رگرسیون خطی استفاده شده است.

1-3)  ضرورت انجام تحقیق

اصل اساسی مشارکت مردم در بازار سهام به درجه اعتماد آنان به گزارش­های صحیح و دقیق مالی بستگی کامل دارد. اعتماد مردم به صحت گزارش­های مالی  شرکت­ها و سازمان­های تولیدی و خدماتی که سهام آنان در بازار بورس معامله می­شوند، موجب افزایش قابل توجه حجم معاملات در بازار بورس خواهد شد. وقتی که این امر صورت گیرد، باعث افزایش رشد و شکوفایی اقتصاد کشور و جلب سرمایه های بلااستفاده بخش خصوصی می­شود.

مطابق با مفاد چارچوب نظری استانداردهای حسابداری ایران، هدف صورت‌های مالی، ارائه اطلاعاتی درباره وضعیت، عملکرد و انعطاف پذیری مالی است که برای استفاده کنندگان صورت‌های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی، مفید واقع شود. بنابراین می‌توان گفت در صورت دستکاری صورت‌های مالی، به هدف و فلسفه وجودی صورت‌های مالی خدشه وارد می‌شود. نقش عمده گزارشگری مالی انتقال اطلاعات به صورت اثربخش به استفاده­کنندگان برون سازمانی به شیوه­ای معتبر و به موقع می­باشد. برای تحقق این هدف، مدیران مجبورند قضاوت را در گزارشگری مالی وارد کنند. بنابراین، آنها فرصت انجام مدیریت سود را به دست می­آورند. وقتی مدیریت انگیزه­ای برای گمراه کردن استفاده­کنندگان صورت­های مالی از طریق وارد کردن اختیارات خود در رویه­ های حسابداری در گزارشگری مالی را داشته باشد، مدیریت سود  ممکن است رخ دهد (تی سای و چی یو، 2009). به علاوه وجود بسترهایی چون تضاد منافع و عدم تقارن اطلاعاتی بین مالکیت و مدیریت از یک طرف و بروز رسوایی‌های مالی از طرف دیگر، بر اهمیت موضوع مدیریت سود افزوده‌اند. به اعتقاد اسکیپر[6](1989) مدیریت سود مداخله ی هدفمند در فرایند گزارشگری مالی برون سازمان شرکت به قصد کسب منافع شخصی است. چندین راه برای مدیران جهت مدیریت کردن سود وجود دارد، مانند تغییر در روش­های حسابداری، فروش دارایی­ها یا سرمایه گذاری­های بلند مدت، تغییر در عملیات تجاری، و به کارگیری اقلام تعهدی حسابداری. در بین این ابزار مدیریت سود، اقلام تعهدی حسابداری، به ویژه اقلام تعهدی اختیاری، ساده ترین راه برای دست­ کاری کردن و در عین حال سخت­ترین راه از نظر شناسایی است.

در ادبیات موضوع، مطالعات زیادی در زمینه مدیریت سود تنها بر شناسایی برخی عوامل مرتبط که می تواند به طور حائز اهمیتی بر مدیریت سود اثرگذار باشد، تمرکز دارد. بر آن اساس، ما تنها می­توانیم رابطه بین این عوامل و مدیریت سود را بسنجیم، اما این عوامل به طور مستقیم در پیش ­بینی میزان و سطح مدیریت سود استفاده نمی­شود. به منظور کاهش ریسک بحران مالی ناشی از مدیریت سود و کمک به سهامداران برای حذف ابتلا به یک زیان بزرگ در بازار سهام، ایجاد یک مدل که قادر به پیش ­بینی میزان و سطح مدیریت سود باشد ضروری است. به علاوه، این موضوع برای تکنولوژی حسابرسی سنتی هم که از طریق زمان، منابع انسانی، هزینه و تاثیرگذاری در شناسایی رفتارهای غیرعادی در اطلاعات مالی حجیم و پیچیده محدود شده است، سخت می­باشد. بنابراین ایجاد یک مدل پیش بینی میزان و سطح مدیریت سود کمک زیادی به حسابرسان می­ کند تا از درجه و میزان دستکاری صورت­های مالی آگاهی یابند.

1-4)  اهداف تحقیق

هدف این پژوهش مقایسه دقت پیش بینی تکنیک شبکه عصبی مصنوعی و روش ماشین بردار پشتیبان در توجیه و پیش بینی مدیریت سود نسبت  به روش رگرسیون خطی است لذا اهداف پژوهش حاضر به شرح زیر مطرح می گردد:

  • مقایسه دقت پیش بینی تکنیک شبکه عصبی مصنوعی در توجیه و پیش بینی مدیریت سود نسبت به روش رگرسیون خطی
  • مقایسه دقت پیش بینی روش ماشین بردار پشتیبان در توجیه و پیش بینی سود نسبت به روش رگرسیون خطی

1-5)  فرضیه های تحقیق

فرضیه اول: دقت پیش بینی تکنیک شبکه عصبی مصنوعی در توجیه و پیش بینی مدیریت سودنسبت  به روش رگرسیون خطی بیشتر است .

فرضیه دوم: دقت پیش بینی روش ماشین بردار پشتیبان در توجیه و پیش بینی سود نسبت به روش رگرسیون خطی بیشتر است.

1-6)  روش تحقیق

1-6-1) جامعه آماری

جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق، کلیه شرکت‌هایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. دلیل انتخاب شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار این است که قابلیت دسترسی به اطلاعات مالی این شرکت‌ها بیشتر است. همچنین، به خاطر وجود مقررات و استانداردهای سازمان بورس اوراق بهادار تهران، اطلاعات گزارش‌های مالی این شرکت‌ها همگن‌تر است.

1-6-2) نمونه آماری

در این تحقیق، برای انتخاب نمونه، از کل داده‌های در دسترس استفاده شده است. نخست تمام شرکت‌هایی که می‌توانستند در نمونه‌گیری شرکت کنند، انتخاب شدند، سپس از بین کلیه شرکت‌های موجود، شرکت‌هایی که واجد هر یک از شرایط زیر نیستند، حذف شده و در نهایت از بین شرکت های مزبور تعدادی شرکت به صورت تصادفی انتخاب خواهند شد.

1) سال مالی شرکت منتهی به پایان اسفند ماه هر سال باشد.

2) در طی دوره زمانی تحقیق تغییر سال مالی نداده باشد.

3) شرکت سرمایه گذاری و یا واسطه گری مالی نباشد.

4) اطلاعات مورد نظر برای استخراج داده‌ها در دسترس باشد.

دوره زمانی تحقیق نیز بازه زمانی 1391-1381 می‌باشد.

1-6-3) روش تجزیه و تحلیل داده ها

در تحقیق حاضر از رگرسیون خطی چندگانه با بهره گرفتن از داده های پانل و تکنیک های شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان از طریق فرآیند داده کاوی ستفاده شده است. برای داده کاوی الگوریتم ها و رویه های مختلفی توسعه داده شده است. یکی از این الگوریتم ها که به خوبی می تواند در استخراج دانش از داده ها یاری رساند الگوریتم استاندارد CRISP-DM[7] می باشد. از آنجاییکه متدلوژی مذکور مستقل از نوع داده ها بوده و به خوبی می تواند جهت آنالیز داده ها به صورت عام مورد استفاده قرار گیرد. لذا مراحل انجام تحقیق و مدل اجرایی آن متناسب با این الگوریتم استاندارد می باشد. این متدولوژی، یک مدل فرآیندی برای داده کاوی ارائه می دهد که مروری بر چرخه عمر هر پروژه داده کاوی بوده و شامل مراحل متناظر با یک پروژه، وظایف مربوطه و ارتباط بین این وظایف می باشد[8]. این متدولوژی چرخه عمر یک پروژه داده کاوی را به 6 مرحله انعطاف پذیر (1. شناخت کسب و کار، 2. شناخت داده ها، 3. آماده سازی داده ها، 4. مدلسازی، 5. ارزیابی مدل و 6. توسعه مدل) تقسیم بندی کرده است. در این تحقیق کار با داده ها شروع شده و سعی بر آن است تا مواردی را که قبلا آگاهی نسبت به آنها وجود نداشته است، کشف کرده و برای آنها قوانینی ساخته شود. در این فرآیند به منظور ساخت مدل از دو تکنیک شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان استفاده شده است. نرم افزار مورد استفاده، برای اجرای فرآیند داده کاوی Clementine 12.0 می باشد. متدلوژی استاندارد داده کاوی در شکل تعدیل شده شماره 1-1 نشان داده شده است.

شکل شماره 1-1

نتایج حاصل از تکنیک های داده کاوی مانند شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین بردار پشتیبان به منظور آزمون فرضیه های تحقیق با نتایج حاصل از مدل رگرسیون خطی چندگانه مقایسه می شوند. رگرسیون بهترین مدلی است که می‌تواند متغیر های خروجی را با متغیرهای ورودی متعدد ارتباط دهد. ساده‌ترین حالت آن، مدل برازش خطی است یعنی ارتباط بین متغیرهای ورودی و خروجی را به صورت خطی برقرار می‌کند. فرمول زیر نشان دهنده این ارتباط می‌باشد. در فرمول زیر Y متغیر خروجی و وابسته است و x ها متغیرهای ورودی‌اند.a  و b هم ضرایب می‌باشند.

Y = a + x1 * b1 +x2 + …..+ xn * bn

1-7)  استفاده کنندگان از تحقیق

شناخت بهتر مدیریت سود به کاهش می‌تواند مورد استفاده کلیه استفاده کنندگان صورت‌های مالی قرار گیرد. از جمله اشخاص و گروه‌های استفاده کننده عبارت است از:

1) سرمایه‌گذاران و سهامداران شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

2) مدیران و اعضای هیات مدیره شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

3)اعتبار‌دهندگان و تحلیل‌گران مالی بازار سرمایه.

4)کارگزاران، هیات نظارت و مسئولین بورس اوراق بهادار تهران.

5)دانش پژوهان و محققان حسابداری و مالی.

1-8)  روش‌های گردآوری اطلاعات

برای جمع‌آوری اطلاعات در زمینه‌های مبانی نظری و ادبیات تحقیق و پیشینه آن و اطلاعات مورد نیاز درباره شرکت‌ها از روش‌های ذیل استفاده شده است:

  • بررسی ومطالعه کتب فارسی ولاتین، مقالات، پایان‌نامه‌ها وتحقیقات انجام شده ی مرتبط باموضوع
  • بانک اطلاعات مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
  • مطالعه و جستجو در سایت‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی
  • نرم افزارهای رایان هم افزا، تدبیر پرداز، صحرا و سیستم معاملات PAM
  • آرشیو آماری و تصویری بورس اوراق بهادار
  • کتابخانه مرکزی سازمان بورس اوراق بهادار
  • سایت‌های مرتبط با بورس اوراق بهادار همچون :

www.irbourse.com

www.tsetmc.com

www.seo.ir

www.codal.ir

1-9)  تعریف واژه‌های کلیدی

شبکه عصبی : یک شبکه عصبی مصنوعی، شامل مجموعه ای از نرون های به هم متصل شده می باشد که به هر مجموعه از این نرون ها یک لایه گفته می شود. در شبکه عصبی مصنوعی، شبکه قانون کار را یاد می گیرد و از یادگیری به ازای هر ورودی، خروجی مناسب را ارائه می دهد.

ماشین بردار پشتیبان: ماشین بردار پشتیبانی[9] الگوریتمی است که نوع خاصی از مدل های خطی را می یابد که حداکثر شدن  حاشیه این صفحه را حاصل می کند . حداکثر کردن حاشیه ابر صفحه منجر به حداکثر شدن تفکیک بین طبقات می شود. به نزدیک ترین نقاط آموزشی به حداکثر حاشیه ابر صفحه بردارهای پشتیبان اطلاق می گردد. تنها از این بردارها برای مشخص کردن مرز بین طبقات استفاده می­شود.

مدیریت سود: مدیریت سود زمانی رخ می دهد که مدیریت در تهیه گزارشات مالی قضاوت شخصی خود را اعمال و با انجام معاملات ساختگی سعی در گمراه کردن سهامداران شرکت داشته باشد .

رگرسیون:نمونه­ای از تکنیک­های آماری است که کاربرد­هایی نظیر هموارسازی منحنی،پیش­بینی، مدل­یابی روابط علی و معلولی و آزمون آماری در روابط بین متغیر­هادارد و ابزار­های معمول آن رگرسیون خطی و لجستیک می­باشند.

1-10)           خلاصه و نحوه فصل بندی پایان نامه

در فصل اول به شرح مقدمه، بیان مسئله، اهمیت تحقیق، هدف تحقیق، سؤال تحقیق، فرضیه تحقیق، پرداخته شده است و شامل کلیاتی است که دربرگیرنده هدف از تحقیق حاضر می­باشد.

فصل دوم به بررسی مبانی نظری مدیریت سود، تکنیک های داده کاوی و نیز بررسی خلاصه­ای تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده می پردازیم.

در فصل سوم سؤالها و فرضیه های مطرح شده در تحقیق، متغیرها و روش تحقیق، جامعه و نمونه آماری، قلمرو تحقیق، داده­های مورد نیاز و چگونگی محاسبه و استخراج آنها بیان خواهد شد.

فصل چهارم به تشریح دقیق روش­های آزمون فرضیه ها و آنالیز داده­ ها با مدل­های مناسب خواهد پرداخت و نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها بیان خواهد شد.

در فصل پنجم نیز خلاصه­ای از تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها به همراه نتیجه­گیری بیان خواهد شد و همچنین پیشنهادهایی در مورد موضوعاتی که می ­تواند برای تحقیقات آتی مبنا قرار گیرد ارائه خواهد شد.

در پایان نیز فهرست منابع و مآخذ استفاده شده، ضمایم و نیز چکیده انگلیسی ارائه خواهد شد.

در این فصل ابتدا پس از تعریف مختصری از مدیریت سود به بیان فرضیه های مختلف، انگیزه ها، الگوها و ابزارهای مدیریت سود به بیان مفاهیم تکنیک های داده کاوی مورد استفاده در این تحقیق پرداخته شده است. همچنین، در قسمت پیشینه تحقیق مروری برمطالعات انجام شده در زمینه مدیریت سود و استفاده از تکنیک های داده کاوی در حوزه تحقیقات مالی در ایران و خارج از کشور ارائه شده است.

2-1) مقدمه

هدف صورت‌های مالی مطابق با بند 1-1 مفاهیم نظری استانداردهای حسابداری ایران، ارائه اطلاعاتی تخلیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف‌پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود. همچنین بیانیه شماره پنج مفاهیم حسابداری مالی، نقش اصلی گزارش‌گری مالی را انتقال اثربخش اطلاعات به افراد برون‌سازمانی به روشی معتبر و به‌موقع می‌داند (هیأت استانداردهای حسابداری مالی، 1984). رقم سود نیز یکی از اجزای اطلاعات صورت‌های مالی است که در تصمیم‌گیری اشخاص برون‌سازمانی جهت برآورد ارزش سرمایه‌گذاری (از طریق برآورد وجوه نقد آتی دریافتی شرکت)، ارزیابی عملکرد شرکت، ارزیابی نقش حساب‌دهی مدیران و غیره موثر است. حال سوال این‌جاست که چه کسی این اطلاعات و صورت‌های مالی را تهیه می‌کند؟ و آیا امکان دارد این شخص یا اشخاص این اطلاعات را به صورت صادقانه و صحیح ارائه نکنند؟ مسئولیت تهیه صورت‌های مالی با مدیریت ارشد شرکت است (مفاهیم نظری بند 6-1) و مسلما با عنایت به بسترها و انگیزه‌هایی چون تضاد منافع مالکیت و مدیریت امکان تحریف و دست‌کاری اطلاعات توسط مدیریت وجود دارد. به‌علاوه در عمل نیز تحریف‌ها و رسوایی‌های مالی جهانی و نتایج اسف‌بار آن‌ها نظیر ورشکستگی شرکت‌هایی چون انرون[1] و ورلدکام[2] را نیز به چشم می‌بینیم. امکان و وجود چنین تحریف‌ها و دستکاری‌های سود در صورت‌های مالی و همچنین عواقب چنین کاری مانند ورشکستگی، ایجاد زیان‌های بزرگ برای اجتماع و سلب اعتماد عموم مردم از صحت رویه‌های حسابداری بر اهمیت موضوع مدیریت سود می‌افزاید.

در دهه‌های اخیر تحقیقات فراوانی در ارتباط با مدیریت سود انجام گرفته است. اکثر تحقیقات انجام گرفته در این خصوص به بررسی انگیزه‌ها، ابزارها، مدل‌های اندازه‌گیری و روش‌های محدودکننده مدیریت سود پرداخته‌اند. قبل از این‌که به بررسی ادبیات مدیریت سود بپردازیم، لازم است درک روشنی از مفهوم مدیریت سود داشته باشیم.

2-2) تعریف مدیریت سود

در ادبیات حسابداری تعریف‌های مختلفی در مورد مدیریت سود توسط محققین ارائه شده ‌‌است. برخی از آن‌ها به شرح ذیل می‌باشند.

اسکیپر[3]  (1989) مدیریت سود را دخالت عمدی در فرآیند گزارش‌گری مالی با قصد به دست آوردن سود تعریف کرده ‌‌است، وی اعتقاد داشت که مدیریت سود در واقع معنایی جز «مدیریت افشاء»  ندارد.

دی‌جورج وهمکاران[4] (1999) مدیریت سود را به عنوان نوعی دست‌کاری مصنوعی سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود برای برخی مقاصد خاص (از جمله حصول پیش‌بینی تحلیل‌گران و یا برآورد روند سودهای قبلی برای پیش‌بینی سودهای آتی) تعریف کرده‌اند.

هلی و والن (1999) معتقدند مدیریت سود هنگامی رخ می‌دهد که مدیران از قضاوت‌های شخصی خود در گزارش‌گری مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارش‌گری مالی دست‌کاری می‌نمایند. این هدف یا به قصد گمراه نمودن برخی از صاحبان سهام در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت صورت می‌گیرد، یا به منظور تاثیر بر نتایج قراردادهایی است که انعقاد آنها منوط به دست‌یابی به سود مشخصی می‌باشد.

در نهایت جونز و شارما [5] (2001) تعریف جامعی در خصوص مدیریت سود ارائه نمودند. به عقیده آنها مدیریت سود (دست‌کاری سود) زمانی اتفاق می‌افتد که مدیران با بهره گرفتن از قضاوت در گزارش‌گری مالی، ساختار مالی و ساختار مبادلات جهت گمراه نمودن بعضی از ذی‌نفعان (شامل سهام‌داران، اعتباردهندگان، دولت و غیره) درباره عملکرد اقتصادی شرکت یا تحت تاثیر قرار دادن نتایج قراردادی که به ارقام حسابداری گزارش شده وابسته است، در گزارش‌گری مالی تغییر ایجاد می‌کنند.

2-3) فرضیه های مختلف در مورد مدیریت سود

در ادبیات موجود، فرضیه‌‌ها و نظریه‌‌های متفاوتی برای توضیح مدیریت سود توسط مدیران و پیامدهای آن مورد استفاده قرار گرفته که عبارتند از: فرضیه مکانیکی، فرضیه بازار کارا، نظریه اثباتی و نظریه رفتار فرصت‌طلبانه  مدیران.

فرضیه مکانیکی: این فرضیه که در دهه 1960 مطرح گردید، بیانگر آن بود که استفاده‌‌کنندگان صورت‌های مالی، منابع اطلاعاتی به غیر از گزارش‌های مالی شرکت‌ها را مورد استفاده قرار نمی‌دهند و سرمایه‌‌گذاران صرفاً براساس ارزش‌های ظاهری منعکس در اطلاعات مالی شرکت‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند. طبق این فرضیه، سرمایه‌‌گذاران ممکن است به طور سیستماتیک به وسیله گزینه‌‌ها و روش‌های حسابداری گمراه شوند(نوروش و حسینی، 1388).

فرضیه بازار کارا: رقیب فرضیه مکانیکی، فرضیه بازار کارا نامیده می‌شود. فرضیه بازار کارآ، (پارادایم حاکم بر تحقیقات حسابداری مالی در دهه 1970 (بیانگر آن است که قیمت‌های بازار تمام اطلاعات در دسترس را به طور کامل منعکس می‌نمایند. در شکل نیمه قوی فرضیه بازارکارآ گفته می‌شود که بازار می‌تواند اثر تغییرات حسابداری مصنوعی (مدیریت سود) را تشخیص دهد، لذا مدیریت نمی‌تواند با این نوع تغییرات به طور سیستماتیک بازار را گمراه و اعمال مدیریت سود نماید. مطالعات زیادی وجود دارد که در آنها از فرضیه‌های مکانیکی و بازارکارآ استفاده شده، لیکن محققین در تائید پیش‌بینی‌های هر یک با شکست مواجه شده‌‌اند. علاوه بر این، هم فرضیه مکانیکی و هم فرضیه بازارکارآ به دلیل ساده بودن مبانی که بر آنها استوار هستند، مورد انتقاد قرار گرفته‌‌اند(همان).

نظریه اثباتی: نظریه اثباتی انگیزه‌‌هایی به غیر از انگیزه‌‌های مرتبط با بازار سرمایه را برای توضیح مدیریت سود توسط مدیران مطرح می کند. برای این کار، نظریه اثباتی فرضیه‌‌های قبلی را نقض نمی‌کند، بلکه به جای آن، برای بکارگیری گزینه‌های متفاوت حسابداری، بر انگیزه‌‌های قراردادی داخلی شرکت و نظریه نمایندگی  تاکید می‌کند. مطابق نظریه اثباتی حسابداری، از آن جایی که متغیرهای حسابداری مبنایی را برای تصمیم‌گیری مربوط به تخصیص منابع، جبران خدمات مدیریت و اجتناب از نقض قراردادهای بدهی فراهم می‌کنند، مدیریت می‌تواند از طریق برآوردها و گزینش رویه‌‌های حسابداری سود را مدیریت نموده و بر نتایج و پیامدهای این تصمیمها تأثیر گذارد. بنابراین، نظریه اثباتی سمت و سوی تحقیقات مدیریت سود را از آزمون انگیزه‌‌های مبتنی بر بازار سرمایه به طرف دلایل قراردادی داخلی شرکت و نظریه نمایندگی برای مدیریت سود سوق داد(همان).

فرضیه رفتار فرصت‌طلبانه: مطالعات اخیر درباره مدیریت سود مجدداً تاکید خود را از نظریه اثباتی به سمت انگیزه‌‌های بازار سرمایه‌‌ای نظیر رفتار فرصت‌طلبانه مدیران تغییر داده‌‌اند. از جمله می‌توان به مطالعه درباره کوششهای مدیران برای تحت تأثیر قراردادن عرضه‌‌های سهام از طریق بیش از واقع نشان دادن سود و یا تحت تأثیر قراردادن عملکرد کوتاه‌‌مدت سهام از طریق مدیریت سود و با هدف تحقق بخشیدن به انتظارات تحلیل‌گران مالی اشاره کرد. در واقع فرضیه فرصت‌طلبانه نیز در راستای نظریه نمایندگی قرار گرفته ‌است (همان).

2-4) انگیزه‌های مدیریت سود

درگیر شدن با مسئله مدیریت سود برای شرکت­ها کاری خالی از مخاطره نیست. مخاطراتی چون مخدوش شدن اعتبار شرکت­ها و مدیران عامل و خطر دادخواهی از آن‌ها از این قبیل است.  بنابراین منطق حکم می‌کند تنها هنگامی اقدام به مدیریت سود شود که انگیزه کافی برای آن وجود داشته باشد و منافع این کار از هزینه­ها و مخاطرات آن بیشتر باشد. انگیزه‌‌های مدیریت سود را می‌توان در دو دسته کلی طبقه‌‌بندی کرد.

2-4-1) انگیزه‌های مربوط به منافع شرکت

آن‌چه در این نوع انگیزه‌ها دارای اهمیت است، خود شرکت می‌باشد. به عبارت دیگر هدف مدیریت سود در این نوع انگیزه‌ها عبارت است از بقای شرکت، ایجاد وضعیت نقدینگی و اعتباری مناسب‌تر شرکت، تحمل هزینه‌های کمتر و در یک کلام بهبود وضعیت شرکت. انواع مختلف این انگیزه‌ها عبارتند از :

2-4-1-1) افزایش بازده سهام

بیدلمن[6] (1973) معتقد است مدیران دو انگیزه برای هموارسازی سود دارند. اول ایجاد یک جریان با ثبات سود، به منظور تاثیرگذاری مساعد بر بازده سهام و کاهش ریسک شرکت؛ و دوم توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و جلوگیری از کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار. بارتو  و همکاران[7] (2002) به این نتیجه رسیدند که دستیابی به انتظارات تحلیل‌گران مهم است زیرا شرکت هایی که به این انتظارات دست می­یابند یا از آن فراتر میروند از بازده بالاتری بهره مند می شوند حتی اگر این احتمال وجود داشته باشد که این دستاورد از طریق مدیریت سود یا مدیریت انتظارات بدست آمده باشد. ماتسوناگا و پارک[8] (2001) دریافتند نرسیدن به انتظارات در مورد سود تاثیری منفی هم در بازده سهام و هم در پاداش مدیران دارد. آجینکیا  و همکاران[9] (2005) در مطالعه خود نشان دادند هنگامی‌که سود هر سهم کمتر از سودهای پیش‌بینی شده باشد شرکت‌ها اقدام به مدیریت سود می‌کنند تا برآورد‌ها در مورد سود هر سهم محقق گردد.

در تحقیقات نورانی (1381) محقق به بررسی رابطه‌ی بین هموارسازی سود و بازده شرکت‌ها پرداخته‌‌ است. نتایج این تحقیق نشان داد که هموارسازی سود تاثیر معناداری بر بازده شرکت‌ها نداشته است.

2-4-1-2) شرایط تامین مالی بهتر و تحمل هزینه سرمایه کمتر

شرکتها می توانند برای نشان دادن تصویری بهینه و بهتر از آینده شرکت، قبل از اینکه به بازار سرمایه برای کسب وجوه خارجی بروند، به مدیریت سود بپردازند. تحقیقات پیشین نشان می­دهد که شرکت­های با نیاز تامین مالی، بیشتر احتمال دارد که اقدام به مدیریت سود کنند (دچو  و همکاران[10]،1996؛ رومانوس  و همکاران[11]،2008؛ ایتریدیس و کادورینیس[12] ، 2009).

2-4-1-3) افزایش قیمت در عرضه نخستین سهام

قیمت سهامی که برای نخستین بار عرضه می‌شود، مشخص نیست. حال پرسش این‌جاست که چگونه ارزش این سهام تعیین می‌گردد. پاسخ احتمالی میزان تقاضا برای سهام مذکور در بازار است و این تقاضا نیز بستگی به برداشت بازار از وضعیت آتی شرکت دارد. اما چه اطلاعاتی به بازار (سرمایه‌گذاران) در تعیین وضعیت آتی شرکت کمک می‌کند؟ هیوز[13] (1986) با تجزیه و تحلیلی ثابت کرد اطلاعاتی مانند سود خالص می‌تواند نشانه و علامت خوبی برای سرمایه‌گذاران در تعیین ارزش شرکت باشد. همچنین، فریدلن[14] (1994) نشان می‌دهد که شرکت‌های عرضه اولیه در بیشتر صورت‌های مالی موجود در اعلامیه پذیره‌‌نویسی اوراق بهادار از اقلام تعهدی افزاینده سود استفاده می‌کنند. مگنان و کرمیر[15] (1997) گزارش می‌کنند شرکت‌هایی که برای اولین بار در کانادا اقدام به عرضه سهام نموده‌اند، گام‌های سنجیده و حساب‌شده‌ای در جهت جابجایی ارقام سود گزارش شده در جهت پیش‌بینی اقلام اختیاری در زمان عرضه اولیه سهام برداشته‌‌اند.

ابراهیمی‌کردلر و حسنی (1385) مدیریت سود در زمان عرضه اولیه سهام به عموم مردم را مدنظر قرار دادند. نتایج تحقیق آن‌ها نشان می‌دهد که مدیران، سود شرکت‌ها را در سال قبل از عرضه اولیه و سال عرضه اولیه سهام به عموم، مدیریت می‌کنند.

2-4-1-4) عدم تخلف از قراردادهای بدهی

معمولا اعتباردهندگان در مورد بازپرداخت شدن اصل و سود منابعی که در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهند دارای ریسک هستند. عموما برای کنترل چنین ریسکی، اعتباردهندگان در قرارداد فیمابین با شرکت خواهان وضع مفادی می‌گردند. به عنوان مثال سرمایه در گردش یا نسبت جاری شرکت نباید از حد معینی کمتر شود و یا نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نباید از حد مشخصی فراتر رود؛ در غیر این‌صورت اختیار شرکت در پرداخت سود به سهام‌داران کاهش یافته و یا مختل می‌گردد. همان‌طور که ملاحظه می‌شود از یک طرف مبنای رعایت یا عدم رعایت مفاد قراردادهای بدهی، اعداد حسابداری است و از طرف دیگر نقض این قراردادها می‌تواند برای شرکت هزینه‌های سنگینی به بار آورد و اختیارات مدیر را کاهش دهد. بنابراین انگیزه اعمال مدیریت سود فراهم می‌گردد.

واتز و زیمرمن[16] (1978) در تحقیقی قراردادهای بدهی را انگیزه­ای برای مدیریت سود ذکر کرده­اند. دیفوند و جیامبالوو[17] (1994) شواهدی یافتند مبنی بر استفاده شرکت‌ها از اقلام تعهدی اختیاری در سال پیش از نقض مفاد قرارداد وام و در سطحی کمتر در سال نقض قرارداد وام. سوئینی[18] (1994) در مطالعه یک نمونه از شرکت‌هایی که در قراردادهای وام و بدهی خود تخلف کرده بودند مشاهده کرد که در مقایسه با نمونه کنترل، تغییر در رویه‌های حسابداری در این شرکت‌ها بیشتر بوده است؛ البته هنگامی که این تغییر در رویه‌ها می‌توانست سود خالص گزارش شده را افزایش دهد.

ثقفی و بهار مقدم (1387) نشان دادند هرگاه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بیشتر باشد انگیزه مدیران برای مدیریت سود افزایش می‌یابد. نوروش و همکاران (1384) به بررسی مدیریت سود در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و به این نتیجه رسیدند که شرکت‌های بزرگ در ایران اقدام به مدیریت سود می‌کنند و انگیزه اعمال مدیریت سود با افزایش بدهی بیشتر می‌شود.

2-4-1-5) انگیزه سیاسی

برخی از شرکت‌ها از دیدگاه سیاسی در معرض دید بیشتری قرار دارند. این شرکت‌ها از منظر علت جلب توجه‌ها به سه دسته تقسیم می‌گردند. دسته اول شرکت‌های بسیار بزرگ هستند. علت جلب توجه به این شرکت‌ها این است که فعالیت آن‌ها بر عده زیادی از افراد اثر می‌گذارد. دسته دوم شرکت‌هایی هستند که در صنایع استراتژیک فعالیت می‌کنند؛ مانند شرکت‌های نفت و گاز. در نهایت دسته سوم شرکت‌هایی هستند که حالت انحصاری یا شبه انحصاری دارند.

شرکت‌های فوق خواستار نوعی مدیریت سود هستند که کمتر آن‌ها را در معرض دید مردم قرار دهد. جونز[19]  (1991) در تحقیقی بر روی نمونه‌ای از شرکت‌های بزرگ به این نتیجه رسید که این شرکت‌ها برای کاهش دادن سود به میزان زیادی از اقلام تعهدی استفاده می‌کنند. همچنین کاهان[20]  (1992) در تحقیق بر روی نمونه‌ای از شرکت‌ها که به روش انحصاری عمل می‌کردند به این نتیجه رسید که این شرکت‌ها برای کاهش دادن سود به مقدار زیادی از اقلام تعهدی استفاده می‌کنند. تحقیق هان و وانگ[21] (1998) بر روی شرکت‌های نفتی در طی جنگ خلیج نشان داد شرکت‌ها جهت اجتناب از هزینه‌های سیاسی و مقررات دولت، سود را به‌وسیله مدیریت اقلام حسابداری کاهش دادند.

لازم به ذکر است انگیزه‌های سیاسی روی دیگری نیز دارد. شرکت­ها ممکن است جهت شمول یا عدم شمول بعضی قوانین دولتی اقدام به مدیریت سود کنند. هاو  و همکاران[22] (2005) با انجام مطالعه­ای در کشور چین دریافتند مدیریت سود افزاینده سود در پاسخ به قانونی بود که می­گفت شرکت­هایی که خواهان انتشار اوراق قرضه و سهام هستند باید حداقل به اندازه 10% سرمایه، بازده سالیانه کسب کنند. همچنین در برخی موارد مدیران متاثر از تغییرات ناگهانی قوانین، دست به مدیریت سود می‌زنند. نورسکات و وینس[23] (1998) در تحقیق خود به دنبال بررسی تاثیر بررسی‌های مالیاتی فدرالی بر تغییرات حسابداری بودند. این تحقیق در پی سیاست‌گذاری‌‌های مالیاتی پس از 1986 بر شرکت‌ها انجام گرفت.

تعداد صفحه :106

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com