پایان نامه رشته فلسفه

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه آموزشی علوم تربیتی

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته  تاریخ و فلسفه آموزش وپرورش                                  

گرایش تعلیم وتربیت اسلامی

  عنوان:

نقد انسان شناسی نوعمل گرایی(ریچارد رورتی)براساس دیدگاه محمد حسین طباطبایی

 

  6 مهرماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

:

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                          صفحه

فصل اول: کلیات طرح پژوهش

1-1-مقدمه. 3

1-3- اهمیت وضرورت تحقیق.. 6

1-5- سؤالات پژوهش… 7

1-6- روش انجام پژوهش… 8

1-7- تعریف مفاهیم. 8

1-7-1-مبدأ وجود انسان. 8

1-7-3-فطرت انسان. 9

1-7-4-عقل انسان. 9

1-7-5-اختیار انسان. 9

1-7-6-محمدحسین طباطبایی(1218-1360) 9

1-7-7-ریچارد رورتی(2007-1931) 10

1-7-8- نوعمل گرائی.. 10

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه. 13

2-1-مبانی نظری پژوهش… 13

2-1-1-تعریف انسان شناسی.. 13

2-1-3-انواع انسان شناسی.. 15

2-1-3-1-انسان شناسی دینی.. 15

2-1-3-2-انسان شناسی عرفانی.. 15

2-1-3-3-انسان شناسی فلسفی.. 16

2-1-3-4-انسان شناسی فیزیکی یا زیستی.. 16

2-1-3-5-انسان شناسی فرهنگی واجتماعی وتاریخی.. 16

2-1-4-ضرورت انسان شناسی.. 17

2-1-5-یگانگی یا دوگانگی انسان. 18

2-1-6-گرایشات فطری.. 18

2-1-7- عمل گرایی.. 19

2-1-8- نوعمل گرایی.. 20

2-1-9- معرفت شناسی رورتی.. 22

2-1-2-منکران مبانی وخصوصیات ثابت انسانی.. 23

2-1-2-1-ویلیام اوکامی(1349-1285)اسم گرائی.. 23

2-1-2-2-جان لاک(1706-1632)-تجربه گرائی.. 25

2-1-2-3-دیوید هیوم(1776-1711) 26

2-1-2-4-گئورگ ویلهلم فریدریش هگل(1831-1770) 28

2-1-2-5-کارل مارکس(1883-1818) 29

2-1-2-6-ویلیام کینگدان کیلفورد(1879-1848)-اثبات گرائی.. 30

2-1-2-7- فریدریش ویلهلم نیچه(1900-1844) 31

2-1-2-8-جان دیوئی(1952-1859)-عمل گرائی.. 33

2-1-2-9-ژان پل ساتر(1969-1886)- هستی گرائی.. 34

2-1-2-10-ایزرایل شفلر. 35

2-1-3- قائلین به مبانی و خصوصیات ثابت انسانی.. 36

2-1-3-1-سقراط.. 36

2-1-3-2-ارسطو. 37

2-1-3-3-رواقیان. 39

2-1-3-4-ابن سینا 39

2-1-3-5- توماس اکوئیناس… 40

2-1-3-6-رنه دکارت(1650-1596) 41

2-1-3-7-ژان ژاک روسو(1778-1712) 43

2-1-3-8-ایمانوئل کانت(1804-1728) 44

2-1-3-9-برتراند آرتورویلیام راسل(1970-1872) 46

2-1-3-10-محمد تقی جعفری.. 47

2-1-3-11-مرتضی مطهری.. 48

2-1-3-12-عبدالله جوادی آملی.. 50

2-1-3-13-محمد تقی مصباح یزدی.. 53

2-2- مبانی تجربی پژوهش… 61

فصل سوم: تقریر دونظریه

بخش اوّل:  نظریّه انسان شناسی (محمّدحسین طباطبایی) 73

3-1-1- مقدمه. 73

3-1-2- زندگی نامه ومکتب فلسفی محمّد حسین طباطبایی(ره) 73

3-1-3- مبدأوجود انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی.. 75

3-1-4- غایت انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی.. 81

3-1-5- فطرت انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی.. 88

3-1-6- عقل انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی.. 94

3-1-7- اختیارانسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی.. 99

بخش دوم: نظریه انسان شناسی نوعمل گرایی(ریچارد رورتی) 106

3-2-1- مقدمه. 106

3-2-2- ریچارد رورتی(2007-1931) 106

3-2-3- ماهیت انسان ازدیدگاه رورتی.. 106

3-2-4- دیدگاه رورتی درخصوص مبدأ وجود وغایت انسان. 107

3-2-5- دیدگاه تعاملی رورتی دربرابر فطرت انسان. 109

3-2-5-1-واژگان نهائی.. 110

3-2-5-2-طنزگرایی.. 111

3-2-5-3-خودآفرینی.. 113

3-2-6-دیدگاه رورتی درخصوص عقلانیت… 114

3-2-7-دیدگاه رورتی درخصوص اختیارانسان. 116

فصل چهارم: یافته های پژوهش

4-1-مقدمه. 123

4-2-تجزیه وتحلیل پرسش های تحقیق.. 123

4-2-1-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درخصوص مبدأوجود. 123

4-2-2-دیدگاه ریچارد رورتی درخصوص مبدأوجودانسان. 125

4-2-3-مقایسه دیدگاه رورتی ومحمدحسین درموضوع مبدأ وجود انسان. 127

4-2-4-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درخصوص غایت انسان. 131

4-2-5-دیدگاه ریچاردرورتی درخصوص غایت انسان. 134

4-2-6-مقایسه دیدگاه رورتی ومحمدحسین طباطبایی درموضوع غایت انسان  135

4-2-7- دیدگاه محمدحسین طباطبایی درموضوع فطرت انسان. 137

4-2-8-دیدگاه تعاملی ریچارد رورتی در برابر فطرت انسان. 139

4-2-8-1-واژگان نهائی.. 140

4-2-8-2-طنزگرایی.. 141

4-2-8-3-خودآفرینی.. 141

4-2-9-مقایسه دیدگاه محمدحسین طباطبایی وریچاردرورتی درموضوع فطرت انسان  142

4-2-10-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درموضوع عقل انسان. 144

4-2-11- دیدگاه ریچاردرورتی درموضوع عقل انسان. 146

4-2-12-مقایسه دیدگاه محمدحسین طباطبایی وریچاردرورتی درموضوع عقل انسان  147

4-2-13-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درموضوع اختیارانسان. 150

4-2-14-دیدگاه ریچارد رورتی درموضوع اختیارانسان. 152

4-2-15-مقایسه دیدگاه محمدحسین طباطبایی و ریچاردرورتی درموضوع اختیارانسان  153

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- مقدمه. 159

5-2- خلاصه نتایج به تفکیک سؤال. 160

5-3- بحث ونتیجه گیری.. 162

5-4-پیشنهادها 166

5-4-1-پیشنهاد های کاربردی-آموزشی.. 166

5-4-2- پیشنهاد های پژوهشی.. 166

5-5- محدودیت های پژوهشی.. 166

فهرست منابع. 167

مقدمه

شناخت انسان ومطالعه ابعاد مختلف او همواره درکانون توجه فلاسفه تعلیم وتربیت قرارداشته است، زیرا از یک سو چگونگی معنا وهدف زندگی انسان تعیین کننده مسیرتربیتی اواست وازسویی دیگرکشف اصول تعلیم وتربیت مستلزم بررسی دقیق جنبه های مختلف حیات انسان است.به همین دلیل دردوران معاصرسؤالات مربوط به ماهیت انسان درکانون توجه فلاسفه تعلیم وتربیت،ویکی ازمحورهای اساسی نظرات،تأملات وتلاشی های علمی و فلسفی فلاسفه واندیشمندان مختلف بوده است،ونظریات متنوع و بعضاً متعارض دراین موضوع ارائه شده است.

دراین معرکه علمی – فلسفی- دینی،فلاسفه،پیروان ادیان،دانشمندان علوم انسانی وتجربی وحتی اندیشمندان پسانوگرا همه حضوردارند و چالشی بزرگ  بر سراین معمای هستی(انسان)همواره مطرح بوده است.این که کدام یک ازاین نظریات و آراءمتعارض از لحاظ نظری استوارترواز نظر تربیتی راهگشا ترند،مسئله ای است که از جهت مباحث فلسفی تعلیم وتربیت قابل توجه است زیرا موضوع تعلیم وتربیت انسان است وتحقیق وتبیین مسئله انسان برای تعلیم وتربیت یکی ازمهمترین مسائل است.

انسان شناسی مورد توجه اسلام،انسانشناسی دینی است،چرا که انسان شناسی دینی از طریق وحی حاصل می شود و این امر موجب می شود که واجد جامعیّت،اتقان وخطا پذیری بوده وتنها آن چه را می پذیرد که با مبانی دینی سازگاری داشته باشد.اما نقدی که انسان شناسی اسلامی ودینی به انسان شناسی غیر دینی دارد این است که این انسان شناسی به دلیل دوری از منبع لایزال وحیانی وهمچنین فقدان تفکرات عمیق و همه جانبه عقلانی،ومتأثر شدن از موقعیت های تاریخی،از انسجام واستحکام لازم بی بهره است به همین دلیل قادر به حل مشکلات بشریت و مسائل تربیتی نمی باشد.(خسروپناه،ج1 ،508:1390)

لذا با توجه به نگرش جامعی که انسان شناسی اسلامی دارد،لازم است که به اسلام وآرای اندیشمندان اسلامی رجوع شود تا با بهره گرفتن از نظرات وآراء آنان انسانشناسی مکاتب مختلف مورد نقد و بررسی فرار گیرد در این پژوهش پس از پرداختن به دیدگاه محمدحسین طباطبایی به عنوان یک فیلسوف اسلامی ودیدگاه نوعمل گرای ریچارد رورتی به عنوان یک فیلسوف پسانوگرا در موضوع انسان شناسی، دیدگاه رورتی از منظر طباطبایی مورد نقد قرار خواهد گرفت.

.1-2-بیان مسئله

مهمترین مبنای تعلیم و تربیت هر مکتب و ایدئولوژی تعریف انسان است و برای پرداختن به سایر فعالیت های تربیتی از جمله اهداف،اصول وروشها لازم است انسان از ابعاد مختلف معرفی شود.و همچنین یکی از ضرورت ها و بایسته های نظام اسلامی تولید علوم انسانی اسلامی است در این میان با توجه به نقش محوری انسان شناسی در تولید علوم انسانی اسلامی می بایستی شناخت انسان بیش از پیش مورد نظر اندیشمندان باشد چرا که بسته به تعریفی که ازانسان ارائه می شود نظام فکری نیز متفاوت خواهد بود.با توجه ضرورت انسان شناسی،در مکاتب مختلف همواره به شناخت انسان اهمیت داده اند و از منظر های مختلفی بدین موضوع پرداخته اند.

همچنین با معنی و بی معنی بودن زندگی انسان بستگی تام به تصویرهای مختلف ما ازانسان دارد واین تصویرهای مختلف را،تحقیقات انسان شناختی دراختیارما قرارمی دهد.به عنوان مثال،اگردرانسان شناسی به این تصویرازانسان دست یابیم که انسان دارای هدف معقول و متناسبی نیست که درطول زندگی خودبه سوی آن درحرکت باشد؛ویا اگرانسان را موجودی بدانیم که محکوم جبرزیستی،اجتماعی تاریخی و الهی است وخود نمی تواند سرنوشت خود را رقم زند،دراین صورت،زندگی انسان،بی معنی وسراسرپوچ وبیهوده خواهدبود.ولی اگرانسان را موجودی هدفدار- هدفی معقول و متناسب- و دارای اختیار تصور کردیم که می تواند با تلاش های اختیاری خویش به آن هدف برتر دست یابد، زندگی  وی معقول و با معنی می شود.همچنین نظریه ها ومکتب های انسان شناسی معاصر،ازتبیین مهمترین پدیدهای انسانی در این جهان ناتوان هستند اما انسان شناسی دینی درمقایسه با انواع هم عرض خود،ازامتیاز هایی برخوردار است.انسان شناسی دینی از دستاوردهای  وحیانی سود می جوید و روش وحیانی محدود  به قلمرو خاصی نیست و محدودیت های دیگر روش ها در مورد آن معنی ندارد،بررسی دستاوردهای انسان شناسی دینی بخوبی نشان می دهدکه این انسان شناسی ابعاد مختلف وجود انسان را مد نظر قرارمی دهدو ازابعاد جسمانی و زیستی،تاریخی وفرهنگی،دنیوی واخروی،فعلی و آرمانی و مادی و معنوی سخن به میان می آورد ودر برخی ازاین حوزه ها حقایقی را دراختیار قرار    می دهدکه ازطریق دیگرانواع انسان شناسی وروش های آن قابل دستیابی نیست.درانسان شناسی دینی بیان ابعاد مختلف انسان با توجه به هدفی که درتعالیم دینی مدنظراست به صورت گزینشی انجام       می گیرد و در هر بُعد به میزان نقشی که هرموضوع در رسیدن به سعادت واقعی انسان به عهده دارد،مسئله مطرح می شودودرعین حال جامعیت آن درعین گزینشی بودن محفوظ می ماند ولی درهریک ازانسان شناسی فلسفی،تجربی وشهودی زمینه خاصی مد نظر قرار می گیرد و زمینه های مربوط به انسان شناسی ازانواع دیگر،از قلمرو آن خارج است.(رجبی،20:1381)

ریچارد رورتی انسان را طنزگرای آزاده ای معرفی می کند که در پی خلق مدینه فاضلۀآزاده است آرمان شهری که از طریق خود آفرینی مستمر خویشتن ونقادی اجتماعی با کمک واژگان نهائی فرد درهر موقعیت و با روشی زیبائی شناسانه ساخته خواهدشد.همچنین ریچارد رورتی به عنوان یک نوعمل گرا و پسا نو گرا به تکثرتعاریف انسان وعدم تعیّن آدمی معتقد است دیدگاهی که بر عامل انسانی اصرار می­ورزد و بطور مستمر از اصول گرائی وآرمانهای متافیزیکی در فلسفه انتقاد می کند.رورتی درنقد دیدگاه مدرن در مورد هویت به منزله امری ثابت موضع انکار می گیرد و بر این باور است که هویت انسان درحال ساخته شدن است و چیزی بعنوان ماهیت پیشینی وثابت آدمی وجودندارد.(خوشخوئی،3:1382)                                                                                                                                                                                                                                                   

محمد حسین طباطبایی اسلام شناس و فیلسوف عصرحاضر و استاد تفسیر قرآن کریم،فقه،اخلاق نظری وعملی است که آراء او به عنوان یک مرجع معتبرموردتوجه محققان است. ایشان در زمینه انسان شناسی، برای شناخت وبررسی زوایای وجودی انسان روش تعقلی-فلسفی را با متون دینی وروش تعبّدی آمیخته است و به عبارت روشن تر انسان شناسی او  فلسفی دینی است که از دو منظر تعقل واندیشه دینی به بررسی وجود انسان پرداخته است. بنابراین انسان شناسی در این رویکرد،به معنای بدست آوردن تلقی نخستین در باب انسان است که به کمک فلسفه و وحی انجام می پذیرد.(کافی ،142:1380)

بنابراین دیدگاه نوعمل گرایی رورتی به مبانی استواری در مورد موضوع تربیت یعنی انسان قائل نیست ودر نتیجه در بعد نظری از ارائه دیدگاه روشن ناقص به نظر می رسد ودر بعد عملی از عرضه نظریات تجویزی ناتوان است.از سوی دیگر دیدگاه های مذهبی فلسفی گذشته از جمله دیدگاه های اندیشمندان اسلامی با نگاه نسبی گرایانه مهلک وعامی که بر سر تعریف انسان وجود دارد هیچ سر سازشی ندارند.لذا آن چه که این پژوهش به دنبال آن است نقد مکتب نوعمل گرایی (ریچارد رورتی) فیلسوف معاصر آمریکایی در پنج سوال اساسی در خصوص انسان، بر اساس دیدگاه محمدحسین طباطبایی  که  شامل:1- مبدأ وجود2- غایت وفرجام3- فطرت 4- عقل 5- اختیارانسان می باشد.           

          1-3- اهمیت وضرورت تحقیق

تلاش های فراوان فکری که پس از رنسانس در باب روشن ساختن ابعاد وجود انسان صورت گرفت، داده های فراوانی را پیش روی بشرقرارداده است.درگردآوری این داده ها هرچند از روش های مختلف تحقیق برگرفته شده ولی دراین میان سهم روش تجربی بسی افزون تراز روش های دیگر است ومی توان

گفت انسان شناسی کنونی بیشتر جنبه تجربی دارد.وجود داده های فراوانی که انواع مسائل انسان شناختی را فراگرفته و ابعاد مختلف و زوایای تاریک وجود انسان را مورد تحقیق قرارداده است،به رغم فراوانی و عظمت آن نه تنها نتوانسته ابعاد ناشناخته وجود انسان را چنانکه باید روشن سازد و معضلات موجود فراراه شناخت این موجود ناشناخته را حل نماید بلکه خود دچارنوعی بحران شده است.

نگاهی کلی به انسان شناسی معاصر نشان می دهدکه داده های مختلف این رشته ازجهات گوناگونی دچاربحران است.ماکس شلر فیلسوف و انسان شناس آلمانی می نویسد:”درهیچ وقت درعرصه تاریخ، انسان آن قدربرای خودمسئله نبوده که امروز است.علوم تخصصی که پیوسته تعدادشان روبه افزایش است و با مسائل انسان سروکاردارند بیشترپنهانگرذات انسانِ درپرده حجابند.”(رجبی،27:1381).

ازاین رو مطالعه و پژوهش جدّی دراین زمینه یک ضرورت علمی قلمداد می شود.بویژه درراستای تاریخ مطالعات انسان شناسی درعصرحاضردونظریه رقیب رو درروی هم مطرح هستند،ازیک سونظریاتی که معتقدندماهیت ثابت یا نسبتاً ثابت انسان وفطریات ازقبل متعین انسانی وجود دارد و از سوی دیگرنظریات نسبی گرای صرف که منکرهرنوع ذاتیات با ویژگی ثابت نسبت به انسان هستند.بنابراین به نظرمی رسد ورود به این چالش علمی آن هم درمراکزعالی آموزشی وتربیتی مفید ولازم است.

علاوه براین با توجه به چالشی که دیدگاه پسا نوگرا ازجمله نوعمل گرایی درنسبیت گرائی عامی که درتعریف انسان وارزش های اخلاقی درمحافل علمی ودانشگاهی ایجادکرده است وازآن جا که به نظر می رسد اندیشه های این مکتب درمبنای انسان شناسی ازمنظراسلام مورد نقّادی قرارگیردازاین جهت مسئله ای که این پژوهش دنبال می کند این است که ازدیدگاه محمدحسین طباطبایی به عنوان اسلام شناسی معتبر به موضوع انسان درمنظرنوعمل گرائی چه نقدی وارد است.

1-4-اهداف پژوهش

هدف کلی:

نقد انسان شناسی نوعمل گرایی(ریچارد رورتی) بر اساس دیدگاه محمدحسین طباطبایی.

اهداف جزئی:

1-نقد دیدگاه نو عمل گرایی در باب مبدأ وجودانسان از منظر محمد حسین طباطبایی.

2-نقد دیدگاه نو عمل گرایی در خصوص غایت انسان از منظر محمدحسین طباطبایی.

3-نقد دیدگاه نو عمل گرایی درباره فطرت انسان از منظر محمدحسین طباطبایی.

4-نقد دیدگاه نو عمل گرایی در زمینه عقل انسان از منظر محمدحسین طباطبایی.

5-نقد دیدگاه نو عمل گرایی درباره اختیار انسان از منظر محمدحسین طباطبایی.

1-5- سؤالات پژوهش

سؤال اصلی: از منظر محمدحسین طباطبائی بر دیدگاه انسان شناسی نوعمل گرایی چه نقدی وارد است؟

سؤالات ویژه:

1- از دیدگاه محمدحسین طبا طبایی در موضوع مبدأ وجود انسان چه نقدی به دیدگاه نو عمل گرایی رورتی وارد می شود؟

2- از دیدگاه محمدحسین طباطبایی در موضوع غایت انسان چه نقدی به دیدگاه نوعمل گرایی رورتی وارد می شود؟

3- از دیدگاه محمدحسین طباطبایی در موضوع فطرت انسان چه نقدی به دیدگاه نو عمل گرایی رورتی وارد می شود؟

4- از دیدگاه محمدحسین طباطبایی در موضوع عقل انسان چه نقدی به دیدگاه نوعمل گرایی رورتی وارد می شود؟

5- از دیدگاه محمدحسین طباطبایی در موضوع اختیار انسان چه نقدی به دیدگاه نو عمل گرایی رورتی وارد می شود؟

16- روش انجام پژوهش

این پژوهش به لحاظ هدف از نوع نظری و به لحاظ روش توصیفی تحلیلی می باشد. جامعه این پژوهش تمام پژ وهش ها و مقالات نوشته شده در زمینه نوعمل گرایی و دیدگاه محمد حسین طباطبایی است و نمونه پژوهش کتب و مقالات در دسترس می باشد.در گردآوری اطلاعات از ابزار سندکاوی استفاده شده است که بر اساس مدارک،اسناد، پایگاه ها ومقالات پژوهشی که مرتبط با موضوع مورد بحث بوده مورد مطالعه و از آنها فیش برداری، طبقه بندی وتدوین شده است.

 

1-7- تعریف مفاهیم  

1-7-1-مبدأ وجود انسان

علت وجودی انسان خدای خالق است که در دو ساحت امر و خلق آن را پدید آورده است. اَلالَهُ الْخَلقُ وَالْاَمْرُتَبارَکَ اللهُ رَبُّ الْعالَمینَ[1]این آیه میان دومرتبه«امر»و«خلق»تفاوت نهاده است.بنابراین روح انسان درمرتبه امروجسم انسان درمرتبه خلق وعالم ماده است.درمبدأوجودی روح انسان درمراتب نزول ازمرتبهامر به مرتبه خلق با بدن متحدگشته وبه تدبیرواداره امرجسم وقوای جسمانی می پردازد وحقیقت وجودانسان همان وجود مجرد وابسته به مبدأ برتراست واین دو با یکدیگر وذیل آن مبدأوجودی هستندکه هویّت جمعی انسان را شکل می دهند.(طباطبایی،30،20:1389)

 

1-7-2-غایت انسان

انسان موجودی است که پس ازطی مدتی مشخص ازدنیا به سرای دیگر منتقل می شود و مرگ درفرهنگ اسلام نه نابودی وزوال بلکه حیاتی دیگر و برتر ازدنیاست که اسلام آن را امری«حق»وصف کرده است،ورود به آخرت با مرگ وجدایی نفس(روح)از بدن آغازمی شودکه مراحل مختلفی پس ازآن درانتظارانسان است که شامل عالم برزخ وقیامت است.(طباطبایی،ج69:15)

1-7-3-فطرت انسان

فطرت حاکی ازنوع معینی ازمعرفت ومیل است که درضمیرآدمی ریشه دارد؛معرفت ومیل ربوبی.براین اساس،انسان،بی رنگ نیست،بلکه نگین جانش از پرتو ربوبی رنگین است.خداونداین را زیباترین نوع رنگ آمیزی(صبغت)خوانده است؛بنابراین پرتو ربوبی آمیزه جان آدمی است.(باقری،20:1391)

1-7-4-عقل انسان

عقل را در دو سطح شناخت وعمل،می توان جداگانه مورد بررسی قرارداد.درسطح شناخت عقل ورزی به معنای این است که هرگاه کسی تلاش های شناختی خویش را به نحوی تحت ضبط وکنترل درآوردکه از کجروی در اندیشه مصون بماند،به عقل ورزی درمقام شناخت دست یازیده است. اما عقل ورزی درمقام عمل ناظر بر ایجاد وارتباط میان شناخت ها واعمال خواهدبود.به طوری که شخص عمل خود را تحت انقیاد علم خود درآورد.واگرحاصل شناخت و بازداری او در مقام عمل به کارنیاید،درکل باید او را جاهل وغیرعاقل خواند.(باقری،27،24:1391)

1-7-5-اختیار انسان

اختیاربه معنای تصمیم گیری پس ازسنجش وگزینش:هرجا که انسان درانجام کاری راه های متعددی راپیش رودارد وآن ها رابررسی می کندومی سنجدوسپس یکی رابرمی گزیندودرپی آن،تصمیم برانجام آن می گیرد.گفته می شود که آن کاراز روی اختیارانجام گرفته است.پس اگرکارمطلوبی با شناخت،گزینش و

تصمیم گیری همراه باشد،کاراختیاری وزمینه سازدست یابی به کرامت اکتسابی است.(رجبی،154:1381)

 1-7-6-محمدحسین طباطبایی(1218-1360)

مرحوم محمدحسین طباطبایی از تباریک خاندان اصیل در تبریزبوده است.جد معروف خاندان طباطبایی،

مرحوم سراج الدین عبداالوهاب حسنی حسینی است.مرحوم محمدحسین طباطبایی،دربیست ونهم ذی الحجهالحرامسال1321هجری قمری(مطابق با1218ھ ش)درتبریزچشم به جهان گشود وصبح روز یک شنبه هیجدهم محرم الحرام1402 (برابربا بیست وچهارم آبان1360ھ ش)پس از یک کسالت طولانی،چشم از جهان فرو بست. بدون شک محمدحسین  طباطبایی یکی از بزرگ ترین متفکران اسلامی معاصراست. شخصیت علمی محمدحسین طباطبایی دارای ابعادی شامل:بعدتفسیری،بعدفلسفی،بعدعرفانی،بعد فقهی و اصولی،بعدحدیثی،بعدریاضی و فلکی،و بعد ادبی ایشان می باشدکه درهرکدام به طور ویژه تسلط داشت. (اخوان نبوی،37،15:1387)

 1-7-7-ریچارد رورتی(2007-1931)

ریچارد رورتی یکی ازسرشناس ترین فیلسوفان آمریکا است.اودکترای خودرادررشته فلسفه ازدانشگاه بیل اخذنمودوبه تدریس دردانشگاه های بیل،پرینستون و ویرجینیا پرداخت ومدتی رئیس بخش شرقی انجمن فلسفه آمریکا بود ودرسال1998ازکاردردانشگاه بازنشسته شد.وی درآغازتحت تأثیرمکاتب فلسفی تحلیلی،عمل گرائی و وجودگرائی بودامادهه1970عصرظهور او به عنوان اندیشمندی منتقداست.اوامروزه به عنوان نوعمل گرائی درطیف پسانوگرایان مشهوراست.(خوشخوئی،13:1382)

 

1-7-8- نوعمل گرائی

نوعمل گرائی عنوانی است برتجدید نظرهای اعمال شده برعمل گرائی اوایل قرن بیستم که توسط چالزپیرس،ویلیام جیمز و جان دیویی مطرح شده بود.نوعمل گرائی،همچنان که برخی ازاصول اساسی عمل گرائی اولیه راحفظ کرده،پاره ای دیگرازآن ها را دگرگون کرده است.مثلاً رورتی علم گرائی موردنظردیویی را کنارگذاشته واعتماد وی به روش علمی را قابل قبول ندانسته واز”عمل گرائی بدون روش”سخن می گوید.درعوض او،به عنصرمردم سالاری وهمبستگی اجتماعی درآراءدیویی توجه کرده است وآن را جایگزین عینیت گرایی علمی کرده است.همچنین دراین مکتب به جای تجربه در        عمل گرائی دیویی زبان را جایگزین آن می کند.(باقری،1:1386)

[1] – سوره اعراف   آیه54

تعداد صفحات این پایان نامه :184

قیمت :17500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :