متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی 

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد قوچان

دانشكده علوم انسانی ،گروه آموزشی علوم اجتماعی

” پایان نامه برای دریافت درجه كارشناسی ارشد”

گرایش : جامعه شناسی

عنوان:

بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن در شـهر مشهد

 

زمستان  1390

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

     در یک دهه اخیر تغییرات ژرفی در پوشش زنان ایرانی رخ داده  که نه تنها در الگوی کالاهای مصرفی، بلکه در نحوه پوشش آنهادر مکان ها ،فضا ها و زمان های خاص  نیز متبلور است؛ به گونه ای که می توان از  شورش تن   صحبت کرد.از این رو پژوهش حاضر به بررسی  سبک پوشش زنان  و عوامل مرتبط با آن می پردازد.محقق برای تبیین مساله تحقیق خود از نظریه های وبلن،زیمل ،گیدنز، بوردیو و . استفاده کرده است.جامعه آماری تحقیق زنان 20 تا 50 ساله شهر مشهد و حجم نمونه این تحقیق 200 نفر است که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری خوشه ای با تخصیص مناسب انتخاب شده است. روش تحقیق،پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده است. در این تحقیق؛ چهار سبک پوشش از یکدیگر متمایز شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مصرف رسانه ای، سرمایه اقتصادی و فرهنگی و هویت فردی و اجتماعی و سلیقه بر سبک پوشش زنان مؤثر است.

واژگان کلیدی:

سبک پوشش، حجاب، سلیقه، هویت ، مصرف ،سرمایه فرهنگی ، سرمایه اقتصادی

مقدمه :

در دنیای روابط کوتاه و مقطعی امروزی، افراد بیش از آن که خود را به سبب تفاوت ها و یا شباهت هایی در ویژگی های انتسابی و اکتسابی بشناسند،خویشتن را با ویژگی های ظاهری و قابل رویت شناسایی می کنند و ظاهر هر فرد بیش از پیش ،نشان دهنده ی هویت فردی و شخصی او به شمار می رود.(تنهایی،27:1388)

از دیدگاه نتلسون و واتسون[1]،شاید اولین امر یقینی این باشد که همه ی ما بدن هایی داریم که در تمام لحظات ما را همراهی می کنند و لذا همه ی تجارب ما منوط به بدن هایمان است.بدن بخش بیولوژیکی وجود ماست و لباس یعنی عنصری فرهنگی که همواره آن را همراهی می کند،خود بخشی از این تجربه زیسته است.(سیار پور،6:1386)

کارکرد لباس ،درجوامع سنتی حفظ امنیت وحفاظت از بدن در محیط زیست او بوده است.چنین کارکردی درطول سالیان حفظ شده اما با پیچیدگی جوامع وگسترش روزافزون ارتباطات وفرهنگ ،کارکردهای دیگری بدان افزوده شده که درک آن ها درگرو درک فرهنگ جوامع است.در کشور ما نیز  لباس از منابع گوناگونی متاثر بوده و همواره شبکه های مفهومی درهم تنیده ای در طول تمدن و فرهنگ بر آن تاثیر گذار بوده و توانسته تا حد بسیار زیادی آن را از وضعیت محلی و سنتی و بومی خارج کند و شرایط را به گونه ای رقم بزند که اکنون شاهد آن هستیم.مثلا بخشی از آن ؛ تحت تاثیر خواسته ها و اغراض سیاسی  حکومت ها بوده و همواره ایدئولوژی های دولت و حکومت ها  تاثیر مستقیم و غیر قابل انکار بر آن داشته است.بخشی دیگر از این تاثیر پذیری را بایددر اعتقادات دینی و مذهبی مردم یافت .زیرا در دین اسلام – که در جامعه ی ما دین اکثریتی است-پوشاندن تن و بدن به ویژه در مورد زنان از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار و همواره امری تاثیر گذار در انتخاب مردم بوده است.(قنبری،10:1385)

در جامعه امروزی ایران، که از سویی مؤلفه های سنت هنوز با شدت و قوت زیادی در سبک زندگی نقش می آفرینند و از سوی دیگر برخی از خصوصیات جامعه مدرنیته و برخی از مؤلفه های فرهنگی جهانی وارد فضای زندگی شده است ، سبک پوشش در بین  زنان، به عنوان کسانی که بیش از همه ،این تغییرات را نشان می دهند؛مورد مطالعه قرار می گیرد.در این تحقیق کوشش شده سبک پوشش و عوامل موثر بر آن بر اساس نمونه ای خاص از زنان تحلیل شود.

 در پایان بر خود فرض می دانم، از توجه و راهنماییهای ارزشمند استاد گرامی سر کار خانم دکتر مژگان عظیمی هاشمی ” با سمت استاد راهنما و همچنین استاد گرانقدر جناب آقای دکتر نادر صنعتی شرقی”  با سمت استاد مشاور که در سراسر مراحل پژوهش با دلسوزی و صرف وقت ،جریان پژوهش را دنبال و در صورت لزوم مسیر پژوهش را اصلاح کرده اند ؛با احترام و تقدیر یاد کنم.

 همچنین در مراحل مختلف انجام پژوهش، کارشناسان مختلفی،همکاریها و همیاریهای ارزنده ای مبذول داشته اندکه بجاست از تمامی آنان به ویژه  از خانمها مریم اسکافی، سپیده طاهری ، شهره مجمع ، فاطمه سیارپور و آقایان دکتر مجدی وغلامرضا بابایی صمیمانه تشکرکنم.

1-1 بیان مساله:

  با ورود انسان به زندگی اجتماعی و توسعه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و شکل گیری عقاید دینی که مولفه های سازنده تمدن بشری می باشند. پوشاک، نوع رنگ ،جنس، شکل و سبک دوخت، زمینه ی فرهنگی یافت و کارکرد اجتماعی و فرهنگی نمادین آن برجسته شد.(جمالی زاده،71:1388)

    بر این مبنا ، پوشش در هر دوره ای از تاریخ بشر اشکال متنوعی به خود گرفته است. پوشش زمانی تنها وسیله ای  برای رهایی انسان از گرما و سرما به حساب می آمد.اما به مرور زمان و با  گسترش تکنولوژی ،پوشش نیز دستخوش تغییرات بسیاری شد. و دوره ای آغا ز شد که پوشش و لباس تبدیل  به وسیله ای برای زیبا تر شدن ،جلوه نمودن و مشخص نمودن جایگاه و پایگاه طبقاتی افراد و در بسیاری از مواقع مذهب افراد شده بود.(قنبری،2:1385)

  کریک[2](2005) و مکوی[3](2000) عنوان می کنند که؛ پوشاک می تواند ابزاری برای اجتماعی شدن و کنترل اجتماعی و از طرف دیگر برای رهایی از محدودیت های فرهنگی بشمار آید. در این موردمی توان در ایجاد سبک های خرده فرهنگی[4] پوشاک در نیم قرن گذشته اشاره کرد.(کری و باون،32:2006)

  از نظر گانتز[5](1995) زنان و دختران جوان با نیت جست و جوی هویت به ویژه هویت جنسیتی دست به آفرینش سبک می زنند و گاهی از زنانگی به مثابه تغییر قیافه[6] بهره می گیرند.سبک گاهی انطباقی و مواقعی برای مقاومت است و می تواند تجربه ای زیبا شناسانه و خلاق نیز باشد.به نظر گانتز بدن و سطوح آن فرصت هایی برای نوآوری عرضه می کند و لباس امکانات تغییر شکل خود را به زنان می بخشد به طوری که آنان می توانند خودشان و نقش زنانه ای که فرهنگ مرد سالار به آنان نسبت داده است را تجربه کنند.(ذکایی ،81:1386)

   با مراجعه به کتب موجود در زمینه پوشش  می توان  مدعی شد که یکی از اصلی ترین حوزه های تغییر پذیر و تغییر ساز در جهان  پوشاک بوده است.(شهشهانی،25:1374)در این بین پوشش زنان دستخوش تغییرات بسیار بیشتری نسبت به مردان شده است. هر روز مدل ها و طرح هایی برای زنان به بازار عرضه می شود که منجر به جلب و جذب هر چه بیشتر زنان به مصرف گرایی شده است.(قنبری،5:1385)

    در مجموع   این گونه می توان عنوان کرد که با فرارسیدن دنیای جدید،برخی از انواع نمادهای ظاهری و کردارهای بدنی  اهمیت خاص یافته اند.در بسیاری از عرصه های فرهنگی پسامدرن، نمای ظاهری بدن تابع استاندارهای ثابتی بر معیارهای سنتی می باشد و سبک و انتخاب لباس تا اندازه ای ابزاری برای انتخاب فردیت بوده است.(نیک زاده،1383) به نظر لایس دوره اخیر مدرنیته فرهنگ بصری و نمایشی است. (آزاد ارمکی و چاوشیان،59:1381)

   بنابراین سبک پوشش برای اثبات فردیت و قوه تمیز و تشخیص سرمایه فرهنگی[7] مصرف کننده و راهی برای بنا ساختن تمایز او با دیگران است. همچنین لباس افراد از اولین ابزاری است که موجب شناخته شدن و تشخیص هویت آنان می شود.(حمیدی وفرجی،66:1386)

   همانطور که عنوان شد ،گذر از جامعه مدرن یا پیچیده تغییرات اساسی و بنیادی در عرصه های اجتماعی جوامع به وجود آورده است.در این رهگذر نیز جامعه ایرانی به لحاظ فرهنگی همواره متنوع بوده است .هر چند که در تاریخ ایران از برهنگی جسمی (بی حجابی کامل از نوعی که در فرهنگ ها و جوامع غربی می بینیم ) خبری نیست ،اما نوع و نحوه پوشش لباس دچار تغییراتی عمده شده است(شهشهانی،4:1374)با ورود اسلام به ایران،پوشش ایرانیان نیز تا حدی دستخوش تغییراتی شد و در طرح ها و تزئینات آن از هنر اسلامی نیز تا حدی استفاده شد.در عصر پهلوی یکی از اصلی ترین تلاش دولت مردان کشف حجاب و نوسازی فرهنگی و اجتماعی از طریق تغییر پوشش بوده است.تاکید بیش از اندازه دولت مردان دوره ی پهلوی اول موجب شکل گیری مقاومت فرهنگی و دینی مردم در این زمینه شد.این معنی به صورتی دیگر در جمهوری اسلامی خودنمایی کرده است .تاکید زیاد بر یک نوع پوشش موجب شده تا مقاومت اشاره شده به صورت دیگر خودنمایی کند.در نهایت ،در زندگی  مردم تنوع پوشش و آرایش به وجود آمد. (بهاروزارع،30:1388)

به گفته «هلن واتسون»[8] ، از دیدگاه مفسران غربی، هیچ شکلی از لباس، مانند حجاب، این قدر موضوع مناقشه نبوده است (واتسون، ۱۳۸۲: ۳۱۱). وی اظهار می‌دارد که مسأله پوشش و حجاب، جایگاه ویژه‌ای در مباحث روز دنیا درباره فرآیند جهانی شدن و پست مدرنیته دارد، به طوری که مرزهای فرهنگی بین شرق و غرب و مسلمان و غیرمسلمان را درنوردیده است و شامل مباحث و نظریات مناقشه برانگیز و پرطمطراقی است که بر مسائل پسامدرنی از قبیل سبک ، نمادشناسی مصرف‌گرایی و مسائل قدرت و باز‌نمود آن استناد می‌کند. مسأله زنان، یکی از پیچیده‌ترین مسائلی است که هم اکنون جامعه ایران  با آن مواجه است و احتمالاً دامنه این مسأله در آینده گسترده‌تر نیز خواهد شد، بنابراین عدم توجه به پیچیدگی مسأله و برخورد ساده‌انگارانه با آن، امکان دارد به نتایج عکس منجر شود. «پدیده حجاب و پوشش از سه منظر دینی، هویتی و سیاسی قابل بررسی است؛ چرا که از یک سو دستور اکید و صریح دین مبین اسلام است و از سوی دیگر نماد فرهنگ و هویت ایرانی می‌‌باشد و به همین خاطر است که همواره ظرفیت سیاسی شدن را داشته است» (ذوالفقاری، ۱۳۸۵: ۶۹).

بررسی پیشینه های تحقیق نشان می دهد که در  جوامع غربی به این پدیده به عنوان یک مسئله و ضرورت توجه نمی شود ،بلکه صرفا جنبه شی انگارانه آن مورد توجه قرار گرفته است.عمده پژوهشهای صورت گرفته در داخل کشور نیز  در ده های گذشته به پوشش  صرفا از منظر دینی و در دهه های اخیر جزیی از مباحث سبک زندگی، مدیریت بدن،مدیریت ظاهر نگریسته شده و به عنوان یک موضوع مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است و خلأ این موضوع تحقیقی به صورت مستقل توسط محقق احساس می شد.

شهر مشهدنیز  نیز به عنوان کلان شهری که در معرض تغییرات حاصل از مدرنیته بوده و هست،در دهه های اخیر ،دستخوش دگرگونی های ارزشی و رفتاری شده است.گسترش  رسانه های گروهی و تبلیغات وسیع ، این تغییرات را تسریع نموده اند.  در این دهه ها زنان که هم حضور بیشتری در عرصه های شغلی و تحصیلی  یافته اند و هم در اثر تغیر سبک زندگی ،غالبا مسئولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانواده را به عهده گرفته اند.بیشتر مخاطب مدها و تبلیغات مصرفی شده و نحوه حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها ،تاثیرات فردی و اجتماعی مهم تری بر جا گذارده است.

هدف از این تحقیق بررسی سبک های پوشش است که زنان در جامعه کنونی ایران از انتخاب پوشاک مَد نظر دارند. در جامعه ما به سبب رواج اعتقادات دینی و وجود دستور حجاب به مثابه الزامی در پوشش زنانه،دو مفهوم پوشش و حجاب تا حدی در هم گره خورده و با هم ادغام شده اند.بنابراین برای پرداختن به سبک پوشش،باید توجه به مفهوم دینی حجاب را هم در نظر گرفت. با توجه به موارد فوق در این تحقیق برآنیم بدانیم  چه سبک پوششی در بین زنان  مشهد رواج دارد و چه عواملی سبب آن می شود ؟

1-2 اهمیت و ضرورت تحقیق:

– ضرورت بررسی سبک پوشش ازآنجا ناشی می شود که مطالعه پوشش زنان  یک جامعه شناخت لازم را درباره بخشی از فرهنگ آن جامعه میسر می سازد. آشنایی با نوع پوشش زنان ، نگرشها، رفتارها و نمادهای افراد در زمینه زندگی روزمره می تواند تفسیری واقعی از جهت گیری ها و الگوهای رفتاری آنها ترسیم سازد. هم چنین می تواند در درک تحولات و تهدیدات فرهنگی کار ساز باشد و به برنامه ریزان اجتماعی در جهت  بهبود ناهنجاریها یاری رساند.

– در جوامع امروزی کارکردهای ساده و اولیه لباس کم رنگ شده و در عوض کارکردهای پیچیده تری مانند خلق هویت [9]و ایجاد تمایز[10] و سبک زندگی [11]برای آن متصور است.جامعه کنونی ایران در فرایند پیچیده جهانی شدن قرار گرفته و نمی تواند راهی کاملا جداگانه در پیش گیرد.اما از سویی این جامعه می خواهد خصایل بومی ،فرهنگی و دینی خود را به فرایندهای جهانی تحمیل کند و درصدد نوعی تلفیق میان این دو امر است.ولی مدتهاست با این قضیه در چالش می باشد که چه الگوی مناسبی را می تواند برای زنان و دختران جوان با انواع سلیقه ها ارائه دهد.(حمیدی،فرجی؛24:1386)

– گسترش رسانه های جمعی، شکل جدیدی از سبک ها و هویت یابی برای زنان پدید آورده که عمدتا در تقابل با فرهنگ معمول جامعه است.

– با رشد سرمایه‌داری، تعداد ماشین‌های تولید افزایش یافت و نیاز به بازارهای بسیار وسیع برای مصرف این ماشین ها بالا گرفت. سودجویان عرصه زیبایی درصدد برآمدند از توده زنان به عنوان بخش عظیمی از جامعه بهره‌برداری کنند و این چنین شد که مُد[12] که جزیی از صنعت پوشاک است از محدودة تنگ ثروتمندان بیرون آمد و فراگیر شد و در روابط اجتماعی بر کل جمعیت زنان تحمیل گردید. (هنسن و رید،1386: 102)

بدیهی است پیامدهای منفی که در بالا ذکر گردید جبران آن در کوتاه مدت میسر نخواهد شد و مستلزم صرف هزینه و زمان در دراز مدت است که اگر به جا و به موقع و با برنامه ریزی به آن توجه شود علاوه بر آن که مانع ایجاد و گسترش پیامدها مخرب و سوء بعدی شده موجب پیشگیری و درمان پاره ای از مسایل مختلف در زمینه های دیگر خواهد شد.لذا هر تحقیقی که بتواند در جهت بهبود و تقویت هنجارهای جامعه کمک کند از اهمیت و ضرورت بسیار برخوردار است.

1-3 اهداف تحقیق:

1-3-1 اهداف توصیفی کلی

– بررسی سبک پوشش زنان در شهر مشهد

1-3-2 اهداف توصیفی جزیی

– شناسایی سبک پوشش در حوزه عمومی

– شناسایی میزان دینداری زنان

– شناسایی میزان سرمایه فرهنگی زنان

– شناسایی میزان سرمایه اقتصادی زنان

– شناسایی هویت شخصی زنان

– شناسایی هویت اجتماعی زنان

– شناسایی ارزشهای زنان نسبت به پوشش

– شناسایی سلیقه زنان در انتخاب  پوشش  

– شناسایی میزان مصرف پوشاک زنان

– شناسایی میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی زنان

شناسایی ویژگی های سن ،تاهل ،شغل ،میزان تحصیلات  .. زنان مشهد

1-3-3 اهداف تبیینی کلی

تبیین رابطه عوامل با سبک پوشش زنان

1-3-4 اهداف تبیینی جزیی

– تبیین  رابطه میزان دینداری زنان  با سبک پوشش آنها

– تبیین  رابطه میزان سرمایه فرهنگی با سبک پوشش زنان

– تبیین  رابطه میزان سرمایه اقتصادی با سبک پوشش زنان

– تبیین  رابطه هویت شخصی زنان با سبک پوشش آنها

– تبیین  رابطه هویت اجتماعی زنان با سبک پوشش آنها

– تبیین  رابطه ارزش های زنان به پوشش با سبک پوشش آنها

– تبیین  رابطه سلیقه با سبک پوشش  زنان

– تبیین  رابطه میزان مصرف پوشاک با سبک پوشش زنان

– تبیین  رابطه میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی با سبک پوشش زنان

-تبیین  رابطه ویژگی های( سن ،تاهل ،شغل ،میزان تحصیلات و . .) زنان با سبک پوشش آنها

1-4 سئوالات تحقیق:

1-4-1 سئوالات کلی

– وضعیت سبک پوشش زنان در مشهد چگونه است؟

– عوامل مرتبط با سبک پوشش زنان در مشهد کدامند؟

1-4-2 سوالات جزیی

– آیا بین  متغیر  میزان دینداری زنان  با سبک پوشش آنها رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  میزان سرمایه فرهنگی با سبک پوشش زنان رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  میزان سرمایه اقتصادی با سبک پوشش زنان رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  هویت شخصی زنان با سبک پوشش آنها رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  هویت اجتماعی زنان با سبک پوشش آنها رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  ارزش های زنان نسبت به پوشش با سبک پوشش آنها رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  سلیقه با سبک پوشش  زنان رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  میزان مصرف پوشاک با سبک پوشش زنان رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیر  میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی با سبک پوشش زنان رابطه وجود دارد؟

– آیا بین  متغیرهای زمینه ای ( سن ،تأهل ،شغل،تحصیلات،منطقه محل سکونت) و سبک پوشش زنان رابطه وجود دارد؟

تعداد صفحه :183

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com